|
نام : فوژان / مریم
نام خانوادگی : سروری / منتفج پایه دوم دبیرستان . کلاس ۲۱۲ مدرسه اگاهی . منطقه ۸ تهران موضوع وبلاگ : پرسش مهر ۸ دبیر راهنما : خانم افضل زاده
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت   توسط مریم و فوژان
|
در جهان کنونی که ترقی و رشد علوم و تکنولوژی عرصه های مختلف اجتماعات بشری را دگرگون و متحول نموده ، نقش انسان این کاملترین عنصر جهان هستی و خلقت نمود بارزتری می یابد و نظام آموزشی یک کشور تحت تأثیر دو سری عوامل درونی و برونی قرار دارد. عوامل بیرونی مؤثر در نظام آموزشی – پرورشی عبارتند از : مشخصات ، گرایشها و شاخصهای جمعیتی – ساختار اقتصادی و نیازمندیهای تولیدات ملی – ویژگیهای نیروی کار – ماهیت و خصوصیات نظام سیاسی – بنیه و امکانات مالی و فیزیکی – ساخت و بافت درونی نظام اداری و اجرائی – ارزشهای اجتماعی – فرهنگی و مذهبی و ویژگیهای مجموعه ی وسائل ارتباط جمعی عوامل درونی نظام آموزشی – علمی و پژوهشی را عناصر زیرین تشکیل می دهند : ویژگیهای نظام رسمی آموزشی و پرورشی ( پیش دبستان – دبستان – راهنمائی – متوسطه ) نظام آموزشهای عالی و سازمانهای وابسته مؤسسات و مراکز تحقیقاتی – آموزشهای سواد آموزی – آموزشهای مراکز نظامی – آموزشهای محلی ، بومی و منطقهای امور آموزشی – پژوهشی سازمانها و کار و تحلیل نهائی ویژگیهای نظام آموزشی – علمی و پژوهشی در سطح عالی باید مجموعه ی عوامل برونی و درونی را بصورت اجزاء و عناصر تشکیل دهنده یک نظام به هم پیوسته مدّ نظر قرار داد.
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت   توسط مریم و فوژان
|
نقش معلمان هنرمند ، جهادگر و دلسوز در پيشرفت و عالي جامعه از تبديل خاك به طلا نيز با ارزش تر است .
آيت الله خامنهاي در اين ديدار كه در روز معلم و سالروز شهادت استاد مطهري برگزار شد ، "معلمي" را، افروختن چراغ "حيات بخش هدايت و دانايي" در دل و جان انسانها برشمردند و در تبيين اهميت بينظير اين مسووليت خاطرنشان كردند: هر كدام از آثار بسيار با ارزش، عالمانه و عميق شهيد مرتضي مطهري كه حاصل و نتيجه جايگاه معلمي ايشان است چراغ جاودانهاي است كه در ذهن و دل جامعه روشن شده ،بنابراين ارزش "معلمي" در معنا و مفهوم عمومي آن، حقيقتا بسيار با عظمت و حيات بخش است. رهبر انقلاب اسلامي، معلمي آموزش و پرورش را، جلوه برجستهاي از مفهوم عام معلمي دانستند و افزودند: اين نقش استثنايي، در مقايسه با تاثير ديگر معلمان زندگي انسان، يعني "پدر و مادر" و استادان و دانشمندان نيز نقشي بالاتر است. آيت الله خامنهاي اهميت ويژه معلمان را ناشي از تاثير بيبديل "آموزش و پرورش" در حيات فرد و جامعه خواندند و افزودند: همه افراد جامعه در دوران طلايي فراگيري خود يعني از دبستان تا پايان دبيرستان، وارد كارگاهي عظيم و قرنطينهاي عمومي ميشوند كه نقش آفرين اساسي آن "معلم" است و به همين علت معلمي حقيقتا شغلي شريف و با عظمت است. ايشان ، برخورداري از جامعهاي مستقل، مستعد، با اخلاق ، پاكدامن ، شجاع ، مبتكر، مدبر ، نقدپذير ، قانون پذير، سختكوش و آرمان طلب را آرزوي همه ملتها خواندند و افزودند : تحقق اين آرزوي بزرگ در گرو "كار و تلاش" معلمان است و لذا "معلمي" در اذهان جامعه بشري نيز از جايگاهي بينظير برخوردار است . رهبر انقلاب اسلامي ، " مجموعه آموزش و پرورش " را حساسترين دستگاه كشور برشمردند و افزودند: تجليل و تكريم از معلم در نظام اسلامي، تعارف و حرف نيست بلكه حقيقتي است كه از شان و شرافت معلمي سرچشمه گرفته است . ايشان، تكريم معلمان را وظيفه آحاد مردم، خانوادهها و مسوولان برشمردند و در عين حال خاطرنشان كردند: معلمان پرتلاش كشور بايد بيش از ديگران قدر جايگاه حساس خود را بدانند و به اين نكته توجه كنند كه اگرچه معلمي مثل ديگر مشاغل، راهي براي گذراندن معيشت نيز هست اما دغدغه و مسئله اصلي يك معلم، رسالت و مسووليت عظيمي است كه در تحقق سرنوشت روشن جامعه و كشور بردوش او قرار دارد. ايشان، فعاليتهاي نظام آموزش و پرورش را خوب ارزيابي كردند و افزودند: بايد با استفاده از افراد فرزانه و انديشمند موجود در آموزش و پرورش، حركتي تحول گونه در اين بخش و در "ساماندهي و شكل و محتواي" محيطهاي آموزشي و مطالب درسي صورت گيرد تا آينده روشن اين مجموعه در پرتو تدين، علاقه مندي و دلسوزي موجود در معلمان محقق شود. آيت الله خامنهاي جامعه معلمان كشور را جامعهاي دلپذير، پاكدامن، متعهد، كوشا و صبور خواندند و با اشاره به تلاش دشمن براي تاثيرگذاري برقشرهاي مهم مردم افزودند: همان گونه كه در پيام سال جديد گفته شد دشمنان ملت ايران امسال سه هدف اساسي، يعني جلوگيري از پيشرفت علمي، ايجاد عقب ماندگي اقتصادي و تفرقه افكني درصفوف متحد مردم را پيگيري ميكنند و معلمان به علت اهميت و حساسيت اين شغل، همچون ۲۷سال اخير يكي از اهداف اصلي اين توطئهها هستند اما جامعه معلمان همچون گذشته، مثل كوه در مقابل امواج فشار و توطئه ايستاده است. آيت الله خامنهاي با اشاره به حركت رو به پيشرفت علمي ، سياسي، اقتصادي و دفاعي كشور خاطرنشان كردند: ديكتاتورهاي جهان با توجه به پيشرفت روزافزون ايران و تاثيرپذيري محسوس ملتهاي مسلمان از نفوذ معنوي و آرماني انقلاب اسلامي، همه تلاش و امكانات خود را براي متوقف كردن ملت ايران به كار گرفتهاند، اما ملت و مسوولان نظام با تكيه بر "عقل، شجاعت و احساس مسووليت جمعي" و با توكل بر خدا اين راه افتخارآفرين را ادامه مي دهند. در آغاز اين ديدار وزير آموزش و پرورش با گرامي داشتن ياد معلمان شهيد مطهري ، رجايي و باهنر گفت: تدوين لايحه نظام جامع تربيت معلم و افزايش صد درصدي پذيرش دانشجو در مراكز تربيت معلم در سال ،۱۳۸۵احياي معاونت پرورشي، گسترش فرهنگ قرآني و پيگيري توليد برنامه درسي ملي از جمله اقدامات اين وزارتخانه براي ارتقاي علمي و معنوي معلمان و دانش آموزان است. فرشيدي افزود براي رفع مشكل معيشتي معلمان، بودجه آموزش و پرورش ۶۰درصد افزايش يافته است و در سال هشتاد و پنج، ۲۳هزار واحد مسكوني و زمين به فرهنگيان واگذار شد، ضمن آنكه بودجه وام قرض الحسنه فرهنگيان نيز ۱۲برابر شده و براي تكميل پوشش بيمهاي معلمان هم شركت بيمه معلم ايجاد شدهاست.
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت   توسط مریم و فوژان
|
رسا، سرويس فرهنگي ـ به مناسبت برگزاري هفتمين همايش كتاب سال حوزه و با توجه به اهميت و ارزش امر پژوهش و تأليف كتب حوزوي، در حاشيه اين همايش خبرنگار رسا گفتوگويي با علي زهيري دبير اين همايش ترتيب داده است. oرسا ـ ويژگيهاي اين دوره را نسبت به شش دوره گذشته چگونه ارزيابي ميكنيد؟
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت   توسط مریم و فوژان
|
كليد اصلي پيشرفت ، قدرت و سعادت هر كشوري ، علم و فناوري است و ملتي كه تصميم دارد سرنوشت خود را بسازد بايد اين كليد را بيابد . . اعتماد به نفس استعدادهاي جوان ايران و اعتقاد به توانايي خود ، يك عيد بزرگ براي ملت ايران است . هر كس كه منافع ملي مردم را تهديدكند ، تيزي خشم ملت ايران را خواهد ديد . سياست ما روشن است : پيشرفت ، ارائه منطق روشن و پافشاري بر حق ملت بدون عقبنشيني اكنون نيز مردم و مسئولان جمهوري اسلامي ايران مقتدرتر از هر زمان ديگر، همچون فولاد آب ديده ، در مقابل هر فشار و توطئه اي پايداري ميكنند و با اتكال به خدا ، بكارگيري عقل و تدبير و حفظ وحدت و همدلي ، حركت به سوي فناوريهاي پيشرفته از جمله انرژي هستهاي را ادامه ميدهند . پافشاري ملت ايران ، بر حق برخورداري از انرژي هستهاي ، تجلي خواست ملي و نمونهاي از حضور آگاهانه مردم در صحنه است . واقعيات نشان ميدهد استعداد وافر و جوشان ايراني ها اگر وارد ميدان علم بشود ، علم را از انحصار غربيها خارج مي كند . . تبديل علمگرايي و علم محوري به گفتمان مسلط جامعه در همة بخشها لازم و ضروري است . تجليل از دانش و دانشمند ، باعث رشد و رواج علم ميشود و آينده و پيشرفت كشور را تضمين ميكند ما دربارة حق مسلم دست يافتن به فناوري هسته اي و استفاده از اين فناوري ، با هيچ كس مذاكره نميكنيم
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت   توسط مریم و فوژان
|
هدف : هر شخصی در درجه اول اهمیت باید اهداف خود را مشخص نماید اهداف باید روشن وواضح ودست یافتنی باشند . پشتکار : بدیهی است هر فعالیتی با مشکلاتی همراه است و آنچه برای دستیابی به هدف وحل مشکلات ضروری است داشتن اراده وعزم راسخ است . آمادگی روبرویی با شکست : هر شکست میتواند به عنوان یک تجربه مطرح باشد و به هیچ وجه نباید مایه دلسردی ویا عقب نشینی گردد . متکی به کشور خود بودن : ملت ایران در برابر متجاوزان با قدرت می ایستد این به خاطر جلوه ای از کرامت وعزت انسانی است و ملت زیر بار تحمیل نمی رود . حل مشکلات به طور مداوم : هر ایرانی باید مراحل برخورد مشکلات را پیدا کند . الف ) شناسایی مشکل ب ) جستجو برای یافتن مشکلات ج ) پیدا نمودن راه حل های موجود د ) مورد آزمایش قراردادن هر راه حل ه ) انتخاب بهترین راه حل و ) اجرای راه حل انتخابی تمایل به مشورت با کارشناسان : هر سئوالی پیش آمد باید از اهل فن پرسید . کم دانستن و زیاد گفتن ، مانند نداشتن وزیاد خرج کردن است . سلامت فکری وروحی : هر شخص برای موفقیت باید احساس سرحالی و نشاط نماید . مسئولیت پذیری : هر شخص مسئول عواقب هر اقدامی است واین یک واقعیت است . متاسفانه این عادت در جامعه وجود دارد که افراد ، مسئولیت هر شکستی را به دیگران نسبت می دهند و این یک خطر جدی است . اعتماد به نفس : کسی که در هر نماز تماس خود را با قدرت لایزال الهی احساس کند و ایمان به اینکه هرگز از آن نیروی عظیم جدا نخواهد شد اعتماد وسلامت نفس و توکل وصف ناپذیری خود به خود در او تلقین خواهد شد . تلاش برای اجرای پروژه های بلند مدت : دیدگاه مثبت : چنانچه افراد جامعه بخصوص نسل جوان دچار دیدگاه منفی گردند دیگر مجالی برای نواندیشی و فعالیت باقی نخواهد ماند . اطلاعات فنی و خدماتی : بدون آگاهی وتخصص فنی ، در فعالیت مورد نظر و بدون داشتن اطلاعات جامع مسلما هر فرد به استقبال شکست می رود . شجاعت : باید با شجاعت و بدون تزلزل ادامه مسیر داد و از دشمنان هراسی به دل راه نداد . دسترسی به منابع مالی : برای اجرای یک طرح موفق دسترسی به منابع مالی از اولین قدمها محسوب می شود . هر کار بزرگ در آغاز محال به نظر می آید . دشوارترین همان قدم اول است . فقر زدایی : عامل دیگری است که مارا در مسیر پیشرفت وتعالی همه جانبه قرار می دهد مالکیت در اسلام محترم است و دارندگی توام با عدالت اجتماعی باید یکی از اهداف عالیه جامعه اسلامی باشد . زیرا اسلام یکی از دشمنان سرسخت فقر و بی چیزی است از این نظر اغنیا را موظف کرده است تا به فقرا ومحرومان کمک نموده وسایل معیشت واشتغال آنها را فراهم آورد . موضوع فقرزدایی در جامعه یکی از وظایف اولیه حکومت اسلامی است . اسلام انسان را از سرمایه داری ودارندگی از راه حرام به شدت منع کرده است . وقتی جامعه ای فقیر شد ذلت و فساد وتباهی در آن رشد می کند .و باید مسئولین برخوردهای قاطع با ثرتهای باد آورده انجام شود . علم و فن آوری هسته ای : آیا این سئوال رااز خود پرسیده ایم اگر نفت کشورمان تمام شود چه می شود ؟ بی شک باید به دنبال منبع درآمدهای غیر نفتی بود جامع نگری توام با تفکر منطقی وعمل است که می تواند کار گشا باشد . باید دولت وملت براین باور باشند که می توانند مشکلات را با توکل به خداوند از پیش پای خود بردارند و با برداشتن قدمهای بلند قله های پیشرفت وتعالی را فتح کنند . با توجه به اینکه اگر زمینه را در جامعه بوجود آوریم جوانان ایرانی شایستگی و استعدادهای خود رانشان داده اند . جوانان ایرانی حتی بدون داشتن الگوهای مشخص هر روز یک قله را فتح می کنند . دولت باید فرصت های رشد وکمال را برای همه آحاد جامعه تدارک ببینند . حال که جامعه ما در مورد فن آوری هسته ای در ابتدای راه است باید به جهانیان تفهیم شود که ملت ایران مردمی صلح جو ومسالمت جو است و از مرزهای کرامت وعزت انسانی دفاع می کند . ودر برنامه های دفاعی ملت ایران موضوع سلاح مطرح نیست . وما حتی برای دشمنان هم بد خواهی نمی کنیم . ملت ودولت ایران باید در مقابل بیگانگان ایستادگی کنند ما بعد از هشت سال دفاع مقدس که مظلومانه مورد تهاجم قرار گرفتیم اکنون پله های ترقی را طی می کنیم باید در مقابل بدخواهان ایستادگی کنیم و با تمام وجود فریاد سر دهیم : انرژی هسته ای حق مسلم ماست . " " ما خارج از چارچوب زورگویان ایستادیم وقله های پیشرفت را طی کردیم . بد خواهان ملت ایران اکنون دو هدف عمده را دنبال می کنند : یکی شکستن اراده قوی ملت بخصوص جوانان ایراتی با تهاجم فرهنگی ورواج فرهنگ غرب است دیگری جلوگیری از پیشرفت ایران در همه زمینه ها با هدف وابستگی به بیگانگان است . نمی توان این ادعا را پذیرفت که علم وفنا وری برای بعضی ها خوب و برای بعضی ها بد است چون که ممکن است در استفاده از ان منحرف شوند . دنیا در دستان شماست ، اگر بخواهید دنبال فرصت نباشید ، خودتان فرصت بیافرینید . امید : کشنده ترین نیرویی که شور وشوق وامید به زندگی را از بین می برد ترس است . دشمن سعادت در دوران جوانی و رفیق وحشت آور در دوران پیری است . شجاعت توام با دور اندیشی و تدبیر رمز موفقیت است . اگر هر ایرانی ومسلمان با توکل به خداوند بگوید : من موفق می شوم ، با تمام امکاناتی که دارم این کار را انجام می دهم ، هر چه وقت لازم باشد صرف این کار می کنم ،تا آنجا که کشش داشته باشم . یاد می گیرم ، هر قدر که لازم باشد در حد توان خود را تغییر می دهم در این صورت پیشرفت حتمی است . زیرا هر کس نتیجه سعی خود را می بیند . برای این منظور بهتر است برای همه آحاد ملت فرصتهای مناسبی طراحی شود . تابتوانند ابراز وجود کرده و تواناییهای خود را بهبود بخشند . این امر به ابتکار و خلاقیت بستگی دارد . با توجه به توانایی ها وشایستگی های افراد مسئولیت مهمتری واگذار شود وپاداش مناسب در نظر گرفته شود . در این حالت ملت همواره در سخت ترین مراحل پشتیبان دولت است . روشن نمودن اهداف و تفویض مسئولیت به افراد شایسته اعتماد و اطمینان را بوجود می آورد . برخورد دوستانه ، منصفانه و جوانمردانه جوانان را به افراد دلیر و جوانمرد تبدیل می کند . اصولا تصمیم گیری های مهم آسان نیست ولی به هر حال تصمیم نگرفتن بدتر از تصمیم بد گرفتن است . تصمیم گیری خود یک هنر است . هرگز امید خود را از دست ندهید امید در زندگانی همان قدر اهمیت دارد که بال در پرندگان .
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت   توسط مریم و فوژان
|
مفهوم پیشرفت امروزه به صورت یکی از ارزشهای اساسی زندگی اجتماعی و سیاسی در آمده و
بسیاری از نظامهای سیاسی بویژه در خاورمیانه مدعی آن هستند.باور به تحول و تکامل زندگی اجتماعی و اخلاقی بشر و امکان پدید آوردن نهادهای اجتماعی.اقتصادی و سیاسی مترقی بهتر و کاملتر همواره یکی از آرزوهای جوامع بشری میباشد. برای ایجاد چنین نهادهای هر نظامی ابتدا باید قانونمند باشد و بر اساس رعایت حقوق انسانها در جامعه عمل نماید.تجربه نشان داده در جوامعی که امکان دستیابی مسالمت آمیز به قدرت از طرق قانونی مانند انتخابات آزاد و تشکلهای حزبی پیشرو وجود ندارد پیشرفت و تعالی سر انجام خوبی نداشته و همواره ابزاری بود در دستان سردمداران به منظور چپاول سرمایه های ملی.براساس اظهارات مسئولین دولت ولایت فقیه بیش از ۲۰۰ هزارنفر از کارگران کشور در حال حاضر از سه ماه تا سه سال حقوق واقعی خود را دریافت ننموده اند حال اگر چنین اتفاقی در یکی از بخش های نظامی کشور و یا یکی از حوزه های بسیج روی میداد عکس العمل دولت چه بود؟و با بودن چنین معظلی چگونه میتوان مدعی قرار دادن پیشرفت وتعالی در سیاست کلان بود؟ من معتقدم بهتر است سیاست های کلان را برچهار اصل غیر محوری نابرابری.ظلم و تعدی.نقض دائم حقوق اساسی افراد جامعه و به ورطه ی نیستی کشاندن کشور قرار دهید این بیشتر برازنده ی دولت ولایت فقیه است .
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت   توسط مریم و فوژان
|
هر عصری با ابزار بخصوصی شناخته می شود ، نیزه شکارگران ، ماشین تراش کارگران صنعتی و کامپیوترکارگران فکری ، شاید بتوان تحولات ناشی از انقلاب الکترونیک را گسترده تر از تحولات ناشی از انقلاب صنعتی دانست. اگر در انقلاب صنعتی نیروی ماشین جایگزین نیروی جسمی انسان شد. در انقلاب الکترونیک ، کامپیوتر می خواهد جای نیروی فکری انسان را بگیرد. عصر جدید بیش از هر چیز متضمن توسعه الکترونیک و سایر تکنولوژیهای مدرن است. اکنون استفاده از کامپیوتر یعنی مهمترین محصول انقلاب الکترونیک در همه ی عرصه های فعالیت بشری روز به روز ابعاد گسترده تری به خود می گیرد. اگر در دهه های پیش کامپیوترها بشر را از زحمت انجام کارهای تکراری و یکسان راحت کردند. در دهه ی کنونی ظاهراً میخواهند کارهای مبتنی بر فکر و تصمیم را انجام دهند. بار وجود این کامپیوتر یک ابزار کمکی فنی و محصول خلاقیت بشر است که فقط امور قالب ریزی شده را انجام می دهد و فکر قالب ریزی نشده در قلمرو انحصاری انسان قرار دارد در حالی که دیری است که کشورهای پیشرفته ی صنعتی عمیقاً وارد انقلاب میکروالکترونیک و کامپیوتر شده اند. کشورهای در حال توسعه نیز در راستای ورود به آن هستند و وارد شده اند. جوامع این کشورها اگر نخواهند از غافله عقب بمانند ناگزیرند خود را به تکنولوژیهای جدید از جمله کامپیوتر و ملزومات آن تطبیق دهند و با تخصیص منابع هر چند کمیاب مالی و انسانی به گونه ای مؤثر و عقلانی برای توسعه ی اقتصادی و اجتماعی آماده شوند. در واقع توسعه یافتگی اقتصادی معادل کاربرد علوم و فنون جدید از عرصه ی تولید است. اگر کشوری در صدد توسعه ی اقتصادی است باید مبانی علمی و فنی تولید اقتصادی را بکار ببندد. بدیهی است که با فرا گرفتن تجربه های جوامعی که در مراحل مالی توسعه و تکامل قرار گرفته اند می توان هنگام تحقق تحولات و بکار بستن مبانی علمی و فنی تولید اقتصادی از مدّت و هزینه و مشکلات آن کاست.
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت   توسط مریم و فوژان
|
در صد سال اخیر ، کسانی که در باره ی موانع پیشرفت جامعه سخن گفته اند ، معمولاً عامل و عواملی که مانع پیشرفت جامعه شده را به دو بخش تقسیم کرده اند: 1- مداخله ی کشورهای خارجی ، استعمار و انواع و اقسام سلطه طلبیها 2- رژیم های سیاسی حاکم کسی نمی تواند وجود این دو عامل را انکار نماید . اما مسئله ای که مهم تر از این دو عامل است وضع فرهنگی مردم است. به تعبیر دیگر آسیب شناسی فرهنگی مردم ایران ، و اینکه به لحاظ فرهنگی ، چه امور نامطلوبی در ذهن و ضمیرشان راسخ شده است. گاه وقتی گفته می شود که ما باید عوض شویم یعنی تا ما رفتار اخلاقی سالمی نداشته باشیم وضعمان بهبود پیدا نمی کند. و این نکته گفته می شود سود "سرانجام همه "، در اخلاقی زیستن است.اما وضع فرهنگی و این اخلاقی زیستن به یک سری نگرشهای ذهنی هم بستگی دارد که باید به این نگرشهای ذهنی پرداخت : نگرشهای ذهنی اموری هستند که آگاهانه یا ناآگاهانه در ما راسخ شده اند. و ما در همه ی کنشها و واکنشها تحت تأثیر این نگرشها هستیم که لزوماً جنبه ی اخلاقی هم ندارد و برای تغییر آنها نباید رفتار اخلاقی ما تغییر کند.بر عکس این نگرشها هستند که اخلاق ما را به سمت ناسالمی می کشند.
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت   توسط مریم و فوژان
|
ابتدا باید کاری کنیم که افراد قابلیت های مساوی پیدا کنند. وقتی قابلیت های مساوی پیدا کردند ، دارای فرصت های مساوی می شوند. در واقع مسئله ی قابلیّت در برابر دستاورد مطرح می شوند. قابلیّت یعنی آنچه می تواند رخ دهد و دستاورد یعنی آنچه رخ می دهد. دولت لازم نیست به افراد در آمد های مساوی بدهد بلکه باید قابلیّت ها و توانمندیهای آنان را پرورش دهد. مثال : یک تیم را در نظر بگیریم ، اگر یک مربّی شرایط تمرینی مناسبی را برای یک بازیکن ایجاد نکند ، او هیچگاه آماده ی بازی نمی شود. در سطح اجتماعی هم به این ترتیب است ، وقتی یک نفر امکان بهره مندی از آموزش ابتدایی را ندارد چه توقعی دارید که در سطوح بالاتر بتواند تحصیل کند. پس می توان گفت : دولت می تواند با برقراری عدالت اجتماعی ما بین افراد جامعه ، زمینه ی توسعه را فراهم کند. بعضی معتقدند اگر سرمایه ها صرف تغذیه ، بهداشت ، آموزش و ... شود موجب تخلیه ی منابع و کمبود در سرمایه گذاری می شود. در حالیکه اگر از دید سرمایه ی انسانی و از دید توانمندسازی به این مسئله نگاه شود ، نتیجه چیز دیگری خواهد بود. و آن هم اینکه انسان خودش ابزار توسعه است. وقتی فرد را آموزش می دهید ، امکان بهره مندی از بهداشت را برای او میسّر می کند ، حداقل تغذیه را برایش فراهم می کنید ، در واقع بهره وری او را بالا برده اید . وقتی این فرد توانمند شود به رشد توسعه ی خانواده و در نهایت کشور کمک بیشتری خواهد کرد . توانمندی او امکان ساخت آینده ای بهتر را نیز میسّر می کند. پس باید زمینه ای فراهم شود تا فرصت های برابری برای مردم فراهم شود. و در این سیاستگذاری در واقع یک نوع عدالت برقرار می شود. البته وقتی می توانیم توقع داشته باشیم که قابلیّت های برابر ایجاد شده منجر به پرش و توسعه و پیشرفت جامعه شود که زمینه های بعدی آن را فراهم آوردیم. مثال : آموزش را همان مواد اولیه برای تولید در نظر بگیریم اما آیا برای یک کار تولیدی ، فقط مواد اولیه لازم است یا باید عوامل دیگر هم مهیّا شود؟ وقتی ما سطح آموزش افراد را به سطح آموزش عالی ارتقاء می دهیم آیا به همان اندازه شغل ایجاد کرده ایم ؟ تا آنان بتوانند پس از فراغت با استفاده از قابلیّتهای ایجاد شده ، سطح درآمدی خود را افزایش دهند ؟ این احتیاج دارد که نظام اقتصادی از تقاضای بالایی برخوردار باشد تا تمامی افراد بتوانند از قابلیّتهای خود به درستی استفاده کنند. ایجاد چنین تقاضایی در شرایط امروز جهان فقط در حدّ اقتصاد داخلی نیست باید اندازه ی بازار را بزرگ کرد. وقتی دارای یک اقتصاد بسته یا نیمه بسته باشیم طبیعتاً فقط می توانیم برای جمعیّت داخلی خودمان تولید کنیم و تقاضا هم در حدّ همان هفتاد میلیون نفر است. اما اگر موانع در ارتباط با بزرگ کردن بازار را بر طرف کنیم ، می توانیم ظرفیت تولیدی خود را به میزان جمعیّت یک منطقه ی قارّه و حتی دنیا افزایش دهیم. معلوم است که در این شرایط تقاضا برای شما بالاتر است و امکان استفاده از قابلیّتهای ایجاد شده بیشتر . نگاهی به چین بیندازیم . این کشور سه دهه ی قبل از آنکه تعامل خود را با اقتصاد بین الملل آغاز کند اقدام به سرمایه گذاری کلان روی آموزش کرد. اما تا زمانی که نگاه خود به جهان را تغییر نداد ، نتوانست از آن نیروهای تحصیل کرده بدرستی استفاده کند. اکثر این نیروها به غرب مهاجرت می کردند.اما پس از تغییر نگاه حاکمان روند معکوس شده است. بنابر این این مسئله دارای دو بخش متفاوت است. یکی آنکه قابلیّت را ایجاد کنیم و بخش دوم به وجود آوردن زمینه ای برای استفاده از این قابلیّتهاست. اگر چه روند تکاملی جامعه (هم اکنون) کند شده اما این را نمی توان فقط محدود به استفاده نکردن مردم از قابلیّتهای خود دانست. شاید بخشی از آن ناشی از غفلت دولتهای قبلی در توجّه به مسائل اقتصادی بوده است. در زمان آقای خاتمی تکیه ی اصلی در شعارها ، رسانه ها و . . . اصطلاحات سیاسی بود. انتقادی که به دولت قبل وارد می شود توجّه صرف به اصطلاحات سیاسی و غفلت از اصطلاحات اقتصادی بود. گویی اصطلاحات سیاسی و اقتصادی دو مقوله ی جدا از هم هستند ، در حالی که تمام موارد وباید با هم رشد کنند. اصطلاحات سیاسی بسیار خوب است اما تمامی موارد باید متوازن جلو برود. وقتی معیشت مردم کمتر مورد تأکید قرار بگیرد ، ضربه خواهید خورد.به همین دلیل است که همواره تأکید می شود که مواظب بحث نان و آزادی باشید. یعنی هم معیشت افراد تأمین شود ، هم از آزادیها غفلت نشود. گر چه جامعه ای که در مراحل میانی توسعه قرار گرفته باشد ، اگر آزادی نداشته باشد ، در بلند مدّت به نان هم نخواهد رسید. باید به گونه ای عمل کرد که در مراحل اولیه گروهی از مردم که در سطح پایینی از نظر اقتصادی قرار دارند در اولویت نان و آزادی ، توجّهشان از آزادی خارج نشود. نه اینکه دولت خودش معیشت را تعیین کند. دولت باید زمینه های رشد جامعه را از طریق سیاستگذاری فراهم کند. وقتی می گوییم دولت در آموزش نقش بیشتری داشته باشد معنایش این نیست که بخش خصوصی به این حوزه وارد نشود. در سه بخش خصوصی باید در تمامی حوزه ها باز گذاشته شود. و حتی اگر حوزه ای بود که این بخش تمایل حضور در آن را نداشت باید زمینه ای را فراهم کرد تا حاضر شود. اما نباید خانواده ای را به دلیل اینکه از سطح درآمد کمی برخوردار است از آموزش محروم شود. دولت باید این افراد را زیر چتر خود بگیرد. اصلاً فلسفه ی آموزش غیر انتفاعی همین است. با آزاد شدن برخی منابع دولت می تواند آن را در نقاط محروم سرمایه گذاری کند. این عین عدالت (هم هست). دولت باید با انجام آزاد سازی زمینه را برای کسب فرصتها مهیّا کند. اما وقتی فرصتها کسب شد وظیفه ی دولت نیست که مثلاً برای آن شغل ایجاد کند. بلکه باید موانع را بردارد تا شرایط لازم برای جهش جامعه به سمت توسعه مهیّا شود. برابری فرصتها یعنی اینکه افراد آزاد باشند. آزادی فراهم بودن امکانات اولیّه ی تنها نیست، بلکه آزادی را باید از زاویه ی فقر ، جهل و ... به آن نگاه کرد.اگر کسی دچار کمبود باشد و این کمبودها رفع نشود مطمئن باشید در آینده به آزادی و عدالت صدمه می رساند. باید زنجیرها از پای افراد باز شود تا خلاقیّت ها بروز پیدا کند.
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت   توسط مریم و فوژان
|
تشویق و تنبیه ، اصلی مهم در تربیت اسلامی طبیعت انسانها به گونه ای است که وقتی در انجام امور مورد تشویق قرار می گیرند ، معمولاً در صدد بر می آیند تا آن امور را بهتر انجام دهند . بدون تردید تشویق و ترغیب از مهمترین ارکان روان شناسی تربیتی و عاملی مؤثر در تحریک انگیزش های پیشرفت و عملکرد فرد در فرایند یادگیری و تقویت رفتارهای مطلوب است . همه انسانها حتی بزرگسالان ، تا آخر عمر نیاز به تشویق دارند . تشویق موجب رغبت و دلگرمی و نشاط و تحرک می شود و انسان را به جدیت وادار می کند . انسانی که مورد تشویق قرار بگیرد احساس آرامش و رضایت خاطر و اعتماد به نفس می کند و برای جدیت بیشتر و تحمل دشواری ها آماده می گردد . برعکس ، اگر مورد نکوهش یا ناسپاسی قرار گرفت دلسرد و بی رغبت می شود و احساس حقارت و ضعف می کند و نمی تواند از استعدادهای خویش به نحو مطلوبی استفاده نماید . اصل تشویق و تنبیه به عنوان امری مسلم در تربیت اسلامی شناخته و پذیرفته شده است . اصولاً بهشت و جهنم ، انذار و تبشیر پیامبران ، آیه های مربوط به پاداش و کیفر ، وعده و وعیدهای شوق انگیز و خوفناک و ... همه جلوه هایی از تشویق و تنبیه هستند . خداوند تبارک و تعالی در قرآن مجید ( سوره بقره ) می فرماید : " ای پیامبر به کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند بشارت بده که جایگاه آنان در قیامت ، باغستان هایی است که نهرهای آب در آن جاری است ." حضرت علی علیه السلام در فرمان تاریخی خود به مالک اشتر که او را به فرمانروایی مصر برگزیده بود ، دستور می دهد : که مبادا نیکوکار و بدکردار پیش تو یکسان باشند ، زیرا چنین روشی نیکوکار را از کردار نیک دور ساخته و بدکردار را به کار بد سوق می دهد . یکی از روش های مؤثر در تربیت ، تشویق کارهای خوب کودک است . تشویق در روح و روان کودک اثر می گذارد و او را به انجام اعمال نیک تحریض و ترغیب می کند . دیدگاه امام (ره) درباره تشویق کودکان و تعلیم و تربیت دیدگاهی وسیع ، عمیق و دقیق داشته اند و در زمینه های تخصصی تعلیم و تربیت چنان دیدگاه و عملکردی ازخود نشان داده اند که گویی در این رشته تحصیل کرده اند ؛ مثلاً درباره تشویق کودکان ، کارشناسانه به جزییات نقاشی کودکی توجه نشان می دادند . به این مورد توجه کنید : روزی یکی از بچه های اقوام امام ، پیش ایشان می رود و نقاشی قشنگی را به امام نشان می دهد . امام به نقاشی او خوب نگاه می کنند و از او می پرسند : " این نقاشی را خودت کشیده ای ؟ " بچه جواب می دهد : " نه ، نقاشی را دیگری کشیده ، من فقط آن را رنگ زده ام ." امام از صداقت بچه خیلی خوششان می آید ، به او می گویند . " بارک الله ، خیلی قشنگ رنگ آمیزی کرده ای ... " و یک جعبه مداد رنگی به بچه جایزه می دهند . موردی دیگر یکی از دوستان که همراه با خانواده به دستبوسی حضرت امام نائل شده بود ، بعد از آن به حقیر مراجعه کرد و گفت : " پسرم که کلاس پنجم دبستان است ، دفتر نقاشی اش را برای تقدیم به امام آورده بود اما محافظان مانع آوردن آن به خدمت امام شدند . برای همین خیلی ناراحت شده است . " دفتر نقاشی را گرفتم و دو روز بعد ، ضمن توضیح ، خدمت امام تقدیم کردم . حضرت امام با دقت تمام اوراق آن را ملاحظه فرمودند و از مشاهده نقاشی اول که عبارت از تانکی بود که چرخ های آن را مداد تراش و تنه آن را کتاب و لوله شلیک آن را مداد و سرنشین آن را یک طفل دانش آموز تشکیل داده بود ، متبسم شدند و سپس دستور فرمودند که برای تشویق این دانش آموز خردسال و همین طور طراح آن دفتر که به وسیله امور تربیتی منطقه 3 آموزش و پرورش تهران تهیه شده بود ، جایزه ای متناسب اهدا شود . صورتهای تشویق : تشویق به سن و درک کودک ونوع عمل او بستگی دارد . طبیعی است که کودک خردسال ، معنی دوستی اولیاء و تشویق آنها را به خوبی می داند . برای کودک چهار ساله یک شکلات ممکن است به اندازه یک هدیه قابل توجه که به فرد بزرگسال تقدیم می کنیم ، ارزش داشته باشد . تشویق صور مختلفی دارد . گاه به صورت دلجویی است ، گاه یک عبارت محبت آمیز ، برخی اوقات یک نگاه توأم با لبخند و نشاط ، زمانی وعده تعریف یک قصه ، و گاهی دادن یک بسته کوچک مداد رنگی ، شیرینی ، کتاب ، لباس ، اسباب بازی ، دفترچه ، توپ ، قلم ، مدال ، معرفی کردن سرصف و امثال آن . اولیاء و مربیان باید با توجه به سن و سطح درک بچه و اوضاع و شرایط خاص زندگی و ارزش و اهمیت کار او ، نوع تشویق و میزان آن را انتخاب نمایند. کودک در سال های اولیه زندگی بیش از هر چیز به جلب نظر والدین و اظهار محبت و بوسه ها و خنده ها و نوازشها و پرستاری های آنان نیاز دارد . وقتی بزرگتر شد به آفرین گفتن ، شکلات و شیرینی و اسباب بازی و گردش یا مهمانی رفتن ، و شنیدن داستان بیشتر علاقه دارد . در مرحله بعد به فوتبال و ورزش و کتاب داستان و تعریف و تمجید و کفش و لباس نو و هدیه ونمره خوب ، و مسافرت ، بیشتر علاقه مند می شود . در مراحل بعدی به مسئولیت پذیرفتن ، مورد مشاوره قرار گرفتن ، قهرمان شدن ، مدال گرفتن ، در حضور جمع معرفی شدن ، بیشتر علاقه پیدا می کند . بنابراین بهتر است با توجه به علایق کودک وسن وی ، تشویق ها نیز از همان نوع علایق وی باشد
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت   توسط مریم و فوژان
|
اساس و بنیان جوامع انسانی را علم و دانش آنها تشکیل می دهد. جهان امروز جهان دانش و اندیشه عصر روشنفکران و دانشمندان است علم و دانش است که مسیر زندگی انسان را مشخص و هدایت می کند. تنها به واسطه ی علم می توان به علل امور پی برد و از نظر فلاسفه تنها راه به سوی مدینه ی فاضله علم است. شرافت آدمی در تحصیل علم است نه در جنگ و گردنکشی . و بندگی انسان تنها در راه کسب علم معنا دارد . دانش دوستی رمز پیشرفت و بقای انسان و جامعه است و سرنوشت او را کوشش علمی او معین می نماید. اهل علم متفکّرین و قلم به دستان سرمایه ی اصلی هر جامعه هستند و در جهت حفظ و رشد آن باید کوشید . سرمایه ی اصلی و توان حقیقی هر کشوری به سطح علمی آن بستگی دارد . نخستین اصل مهم در مسیر توسعه و تکامل این است که پیشرفت و تکامل یک جامعه امری همه جانبه است بدین معنا که همه چیز با هم رشد و تکامل می یابد . ممکن نیست یک کشور بتواند هواپیما بسازد مگر آنکه فلسفه ی پویا هم پدید آورده باشد.پس تمام رشته های علمی با هم و در کنار هم رشد می یابند کاملاً بعید است که یکی از این شاخه ها به تنهائی توسعه یابند . بسیاریند کشورهایی که هیچکدام از موارد بالا را ندارند ولی به یکباره می خواهند تسلیحات پیشرفته بسازند و شروع به کار هم می کنند ولی هیچیک تاکنون نتیجه ی اساسی نگرفته اند بعد از این نیز اگر کشوری شروع به این نوع کارها بکند به نتیجه ی مطلوب نخواهد رسید مگر آنکه در زمینه های علمی توسعه یافته باشد
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت   توسط مریم و فوژان
|
همه ی انسان ها به پیشرفت و ترقّی کردن علاقه مند هستند. بدیهی است پس از پایان جنگ ، ایران اسلامی سعی دارد تا در مسیر توسعه و رشد خود حرکتی ملموس داشته باشد. شاید فقط انرژی گذاشتن و هدر دادن مایه های اقتصادی و هزینه کردن نخبه گان کشور که بتواند ما را در به اصل پیشرفت برساند امری شتابزده باشد و باید به خودمان فرصتی بدهیم تا بتوانیم بر اساس یک برنامه ی مدون به اصولی ثابت در امر توسعه یافتگی برسیم. اندیشمندان علم و توسعه و عقلانیت معتقدند که اگر یک کشور در حال توسعه یا جهان سومی بخواهد و تصمیم بگیرد که متحول شود و پیشرفت کند در چار چوب واقعیت ها و نظریه های موجود جهانی دو رهیافت قابل تصور و اجرا پیشرو دارد که عبارتند از : 1- رهیافت جامعه محور 2- رهیافت نخبگان محور در هر صورت باید بر اساس شرایطی مدون تحول پیشرفت شکل گیرد.تاریخ دوم قرن اخیر ایران نشان داده است که ایرانیان در سطوح مدیریتی و روشنفکری شکل" تشخیص موقعیت وضعیت "خود را همواره داشته اندو بر همین اساس هنوز آنگونه که باید بر اساس استعدادهای موجود نتوانسته اند به پیشرفت های متناسب با خود به نقطه ی مثبتی برسند. اکنون فعالیت ها و حرکت های همه گیری در عرصه های مختلف آغاز شده است. در عرصه ی سیاسی این آغاز با حضور در کنفرانس های بین المللی در عرصه های اقتصادی ، در مقوله های فرهنگ و هنر و اندیشه ، در عرصه ی چاپ مقاله و هماهنگی و تطابق روز ...در حال شکل گیری است. شاید سر منشأ این تمام باورها را بتوان در مسأله ی هسته ای پیدا کرد چرا که حرکت به سوی ایده آل های هسته ای و رساندن ایران امروز به ایران هسته ای در آینده ای نه چندان دور باعث شد که در عرصه های بین المللی باورهای ایران اسلامی را بپذیرند . اکنون به طور قطع چالش های فراوانی بر سر راه توسعه یافتگی به وجود خواهد آمد که باید با هوشیاری و دقت عمل وارد عرصه ی کارزار شد.
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت   توسط مریم و فوژان
|
مدیریت و رهبری در تاریخ گذشته : در کتاب < دیباچه ای بر رهبری > پیرامون اهمیت و جریان تاریخی آن آمده است : در تاریخ ، جان کلام نیاز مردم به رهبری و لزوم رهبر (مدیر) ، از زبان سربازی در زمان « نادرشاه» که جنبه کلاسیک و مثل پیدا کرده است ، می شنویم . نادرشاه ، سربازی را می بیند که با چابکی ، و دلاوری کم نظیری با دشمن می ستیزد و و مدتی کوتاه ، دهها تن را از پای در می آورد. نادرشاه با شگفتی از او می پرسد : - پس قبل از من ، هنگامی که ، ایران دستخوش فتنه و آشوب شده بود ، و غارتگران یک تنه ده نفر را سر می بریدند ، توکجا بودی که امروز اینگونه دلیری می کنی ؟ - سر باز ، با سادگی مخصوص به خود ، مشکل اساسی بی سامانی و بی رهبری ایران قبل از نادر را ، در یک پرسش چنین بیان می کند : - تو آن وقت کجا بودی ؟ !
+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت   توسط مریم و فوژان
|
حضرت آيت الله خامنهاي: شعراي كشور به ويژه شعراي جوان بايد با استفاده صحيح و مناسب از زبان فاخر شعر، روح اميد، حركت و پيشرفت را در جامعه و مخاطبان خود بدمند.
اصحاب قلم، رسالتها و وظایف، موانع و مشکلات اهالی قلم به عنوان نوعی از راهبران فکر میبایست مروج اندیشههای نو در جامعه باشند. اندیشههایی که باعث بالندگی و ایجاد حرکت به سوی تعالی، رشد و در مسیر پیشرفت و ترقی جامعه باشد، نه اینکه سکون و کمتحرکی جامعه را در پی داشته باشد. اصحاب قلم میبایست شرافت قلم خود را به هیچ چیز جز آنچه مورد رضای حق تعالی است قرار ندهند. یکی از رسالتهای اهالی قلم بیان واقعیات به منظور رفع نواقص و کمبودها و نیز ایجاد انگیزه برای بروز و شکوفا شدن استعدادهای بالقوهی افراد جامعه میباشد. رسالت دیگر این فرهیختگان هموار کردن راه ورود فعالان دلسوز و متعهد در کلیهی عرصههای خدمتگزاری و فعالیت در کشور به منظور پیشرفت سریع جامعه میباشد. همچنین میبایست اضافه نمود از مهمترین وظایف و مسؤولیتهای این قشر ارزشمند جامعه، آمادهسازی بستر لازم جهت انتخاب آگاهانهی مردم و افکار عمومی برای مواجهه نمودن مردم با مسائل و شکلات و اتخاذ تصمیمات در مواقع مقتضی میباشد. حال که در خصوص وظایف و رسالتهای این قشر مطالبی بیان گردید، یکی از مشکلات که به نظر میرسد ریشه در تاریخ این مرز و بوم دارد محدود شدن اهالی قلم در دوران خفقان ستمشاهی میباشد که در آن هیچ زمینهی فکری به جز مداحان و ثناگویان تاج و تخت، حق بروز و ظهور استعدادها و تفکرات خود را در جامعه نداشتند، به نحوی که اگر ایران، امروزه به عنوان کشوری پیشرفته و توسعهیافته شناخته نمیشود شاید به جرأت بتوان گفت بیتوجهی و بیاعتنایی به اهالی قلم و فرهیختگان در زمان خفقان شاهنشاهی یکی از دلایل عمدهی آن میباشد. امروزه که به برکت نظام مقدس اسلامی زمینهی رشد و توسعهی فرهنگی و اجتماعی جامعه مهیاست رسالت و وظیفه متولیان و مسؤولین جامعه در توجه جدیتر به اهالی قلم و فرهیختگان امری کاملاً ضروری و واجب است که این توجه میبایست با دو رویکرد (حل مشکلات نرمافزاری و سختافزاری ایشان همراه باشد. مشکلات نرمافزاری اصحاب قلم برمیگردد به ویژگیهای شخص نویسنده، اینکه چه مقدار از فضای علمی و وجاهت در میان جامعه برخوردار است و به طور کلی به کاراکتر اهل قلم برمیگردد و مشکلات سختافزاری این قشر بیشتر در زمینهی نشر اندیشه است و معضلات فنی و هزینههای مادی که دامنگیر اهل قلم میباشد.) منبع: هفته نامه نصير بوشهر
+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت   توسط مریم و فوژان
|
آیتالله خامنهای با اشاره به پیشرفتهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و علمی بهت آور ملت ایران در 27 سال گذشته و قرار گرفتن ایران از لحاظ رشد علمی در درجات اول دنیا تأکید کردند: البته این به معنای نادیده گرفتن عقبماندگیهای تاریخی نیست ولی سرعت حرکت علمی در ایران شتاب زیادی گرفته به گونهای که امروز پیچیدهترین فنآوریها به دست توانای دانشمند جوان ایرانی طراحی و ساخته می شود. مقام معظم رهبری در بیان علت طرح لزوم بازشناسی الگوی پیشرفت کشور خاطرنشان کردند: هدف از تعریف شفاف و ضابطهمند از مدل پیشرفت، ایجاد یک باور همگانی در میان نخبگان و عامه مردم درخصوص ضرورت تعیین الگوی صحیح توسعه است. ایشان در همین زمینه افزودند: غربیها در تبلیغات خود، اینگونه القاء کرده اند که توسعه و پیشرفت مساوی با غربی شدن است و متأسفانه برخی از کارگزاران و نخبگان کشور نیز مدل پیشرفت را صرفاً یک مدل غربی می دانند که این مسئلهای غلط و خطرناک است. ایشان شکستن این طلسم را یک وظیفه مهم برشمردند و تصریح کردند: به طور قاطع میگویم الگوی غرب برای توسعه یک الگوی ناموفق است زیرا با وجود دستیابی کشورهای غربی به ثروت و قدرت، ارزشهای انسانی و معنویت در این جوامع از بین رفتهاند. از بیانات رهبر معظم انقلاب
+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت   توسط مریم و فوژان
|
+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت   توسط مریم و فوژان
|
بی تردید یکی از عوامل اصلی در پیشرفت یک جامعه خودباوری است بر این اساس اگر یک جامعه بخواهد مسیر پیشرفت و تعالی را طی کند و به حدی از تکامل ، پیشرفت و ترقی دست یابد ، می بایست یکایک افراد آن جامعه به توانمندیهای بالقوه خود اعتقاد و ایمان داشته باشند و با تمام وجود در پی به بالفعل رساندن این توانمندیهای درونی خود باشند . لذا نا امیدی ، عدم اعتماد به نفس و عدم ایمان به توانمندیهای درونی مانعی بر پیشرفت و تعالی یک جامعه است . ریاست محترم جمهور ، جناب آقای احمدی نژاد به جمله کوتاه ولی درعین حال ، ژرف و پر معنایی اشاره نمودند که : می شود و می توانیم . بله اگر انسان به توانمندیهای خدادادی درون خود باور داشته باشد می تواند با استمداد از خدواند بزرگ در جهت بروز نمودن توانمندیهای نهفته بکوشد و با عزمی راسخ به مبارزه با با مشکلات و ناملایمات برود و همچون دژی مستحکم در برابر سختیها و مشکلات بایستد و در پرتو ایمان ، عقل و خرد و پشتکار و خودباوری پله های کمال و پیشرفت را یکی پس از دیگری طی نماید و به اهداف متعالی دست یابد . باید با نام خدا شروع کرد و با نام و یاد او و استمداد از او حرکت را آغاز کرد . حرکت به سوی اهدافی روشن ولی بسی دور اما دست یافتنی. ( می شود و می توانیم )
+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت   توسط مریم و فوژان
|
علم به ما روشنائی و توانائی میبخشد و ایمان عشق و امید و گرمی ، علم ابزار میسازد و ایمان مقصد ، علم سرعت میدهد و ایمان جهت ، علم توانستن است و ایمان خوب خواستن ، علم مینمایاند که چه هست و ایمان الهاممیبخشد که چه باید کرد، علم انقلاب برون است و ایمان انقلاب درون ، علم جهان را جهان آدمی میکند و ایمان روان را روان آدمیت میسازد، علم وجود انسان را به صورت افقی گسترش میدهد و ایمان به شکل عمودی بالا میبرد، علم طبیعت ساز است و ایمان انسان ساز. هم علم به انسان نیرو میدهد، هم ایمان ، اما علم نیروی منفصل میدهد و ایمان نیروی متصل. علم زیبائی است و ایمان هم زیبائی است علم زیبائی عقل است و ایمان زیبائی روح ، علم زیبائی اندیشه است و ایمان زیبائی احساس هم علم به انسان امنیت میبخشد و هم ایمان علم امنیت برونی میدهد و ایمان امنیت درونی علم در مقابل هجوم بیماریها ، سیلها ، زلزلهها ، طوفانها ، ایمنی میدهد، و ایمان در مقابل اضطرابها ، تنهائیها ، احساس بی پناهیها ، پوچ انگاریها. علم جهان را با انسان سازگار میکند و ایمان انسان را با خودش. نیاز انسان به علم و ایمان تواما ، سخت توجه اندیشمندان را اعم از مذهبی و غیر مذهبی برانگیخته است. علم و ایمان هر کدام نقشی متفاوت در سازندگی آیندهء انسان دارند. نقش علم این است که راه ساختن را به انسان ارائه میدهد. علم انسان را توانا میکند که هرگونه " بخواهد " آینده را همان گونه بسازد. و اما نقش ایمان این است که انسان را به سوی اینکه خود را و آینده را " چگونه " بسازد که برای خویشتن و برای جامعه بهتر باشد میکشاند. ایمان مانع آن میگردد که انسان آینده را بر محور مادی و فردی بسازد. ایمان به خواست انسان جهت میدهد، آن را از انحصار مادیات خارج میکند و معنویات را نیز جزء خواستها قرار میدهد. .علم مانند ابزاری در اختیار خواست انسان قرار میگیرد و طبیعت را آنچنانکه انسان بخواهد و فرمان دهد میسازد. اما اینکه طبیعت را چگونه بسازد، آیا از طبیعت مصنوعاتی بسازد به سود جامعهء انسانی و یا نیروهای مخرب برای مزید توسعه طلبی افرادی مخصوص، این دیگر به این ابزار که نامش علم است مربوط نیست، این بسته به این است که انسانهایی که علم در فرمان آنهاست چگونه انسانهایی بوده باشند. اما ایمان مانند قدرتی حاکم بر انسان عمل میکند و خواست او را در اختیار میگیرد و در مسیر حق و اخلاق سوق میدهد. ایمان انسان را میسازد و انسان با نیروی علم، جهان را. آنجا که علم و ایمان توأم گردند، هم انسان سامان مییابد و هم جهان. بدیهی است که نه علم میتواند جانشین ایمان گردد که علاوه بر روشنائی و توانائی ، عشق و امید ببخشد، سطح خواستههای ما را ارتقاء دهد و علاوه بر اینکه ما را در رسیدن به مقاصد و هدفها و در پیمودن راه به سوی آن مقاصد و اهداف مدد میدهد، مقاصد و آرمانها و خواستههائی از ما را که به حکم طبیعت و غریزه بر محور فردیت و خودخواهی است از ما بگیرد و در عوض ، مقاصد و آرمانهایی به ما بدهد بر محور عشق و علاقههای معنوی و روحانی ، و علاوه بر اینکه ابزاری است در دست ما جوهر و ماهیت ما را دگرگون سازد، نه ایمان میتواند جانشین علم گردد، طبیعت را به ما بشناساند، قوانین آن را بر ما مکشوف سازد و خود ما را به ما بشناساند. تجربههای تاریخی نشان داده است که جدائی علم و ایمان خسارتهای غیر قابل جبران به بارآورده است. ایمان را در پرتو علم باید شناخت، ایمان در روشنائی علم از خرافات دور میماند با دور افتادن علم از ایمان ، ایمان به جمود و تعصب کور و با شدت به دور خود چرخیدن و راه به جائی نبردن تبدیل میشود آنجا که علم و معرفت نیست، ایمان مؤمنان نادان وسیلهای میشود در دست منافقان زیرک که نمونهاش را در خوارج صدر اسلام و در دورههای بعد به اشکال مختلف دیده و میبینیم. علم بدون ایمان نیز تیغی است در کف زنگی مست ، چراغی است در نیمه شب در دست دزد برای گزیدهتر بردن کالا این است که انسان عالم بی ایمان امروز ، با انسان جاهل بی ایمان دیروز ، از نظر طبیعت و ماهیت رفتارها و کردارها کوچکترین تفاوتی ندارد.
+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت   توسط مریم و فوژان
|
آری دستیابی به انرژی صلح آمیز هسته ای یکی از راههای پیشرفت و تعالی یک جامعه است . کشور عزیز ما نیز مدتی است که به این فن آوری دست یافته است . ولی این مساله همچون خاری است که در چشم و گلوی دشمنان فرو رفته است . و آنها با راه اندازی جنجال و اعمال فشار و تهدید و تحریم در صدد منع کشورمان از این حق مسلم هستند ولی ملت ما به هیچ وجه تسلیم خواسته نامشروع دشمنان نخواهد شد. و همچنان با صلابت و استواری هرچه تمامتر از این حق مسلم خود دفاع خواهد کرد . بله انرژی هسته ای حق مسلم ماست . این شعار یکایک مردم خوب کشور ما از کوچک و بزرگ - پیر و جوان - و مرد و زن است . امروز قرار بود که آقای البرادعی گزارش خود را پیرامون فعالیت های هسته ای ایران به شورای حکام تحویل نماید که یک ساعت پیش این گزارش در جام جم آنلاین و دیگر سایت های خبری پخش شد . بنده این خبر را به دلیل اهمیت آن در ادامه این مطلب می آورم. البرادعي اعتراف كرد برنامه هسته اي ايران صلح آميز است جام جم آنلاين: در رويارويي نابرابر ايران با آمريكا و متحدانش در آژانس بين المللي انرژي اتمي در وين، ايران پيروز قاطع اين ميدان سياسي و فني شد. به گزارش خبرگزاري فارس، محمدالبرادعي دبير كل آژانس بين المللي انرژي اتمي جمعه شب به وقت تهران با انتشار گزارش يازده صفحه اي جديد خود حل و فصل شش موضوع باقيمانده ميان ايران و آژانس را به 35 عضو شوراي حكام اعلام كرد. شماره خبر: 100931377650
+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت   توسط مریم و فوژان
|
آشنایی با مدیریت ، واقعیتی است که در جامعه انقلابی ما همه به آن نیازمند می باشند . اگر یک انسان بخواهد خود را بسازد و در مسیر پیشرفت و تعالی قرار گیرد قطعا و بدون تردید نیازمند است که در وجود خود مدیریتی پیاده نماید تا در پرتو مدیریت عقل و خرد در یک جهت مثبت و آرمانی حرکت و پویایی داشته باشد و به دنبال آن قله های رفیع تکامل ،پیشرفت و تعالی را فتح نماید . خانواده به عنوان کوچکترین نهاد اجتماعی نیز به مدیریت صحیح و اصولی نیازمند است . مدیر خانواده میتواند با اتخاذ تصمیمات منطقی و بجا و بکارگیری اصول صحیح تعلیم و تربیت ، کانون خانواده را به عنوان یکی از مهمترین سکوهای پرتاب به سمت اهداف متعالی انسانیت مبدل سازد . والبته و صد البته خلاف این امر نیز صادق است و آن اینکه خانواده باز می تواند با عدم اجرای اصول تربیتی و خروج از دایره تعلیم و تربیت صحیح زمینه زوال شخصیت و انحطاط فکری و اخلاقی فرد را فراهم آورد و در نتیجه می تواند تاثیرات نامطلوبی را بر تکامل و پیشرفت یک جامعه داشته باشد . پدران و مادران اگر علاقمندند که فرزندان برومندی داشته باشند و افراد با کمال و شایسته ای به جامعه تحویل دهند ، در درجه اول بر اساس مدیریت اسلامی ،می باید ،خود انسانهای نمونه و متعالی باشند ،. در کنار این مساله در خصوص اهمیت مدیریت و نقش الگویی مدیران می توان گفت که اگر مدیریت مدرسه ای بخواهد از نظر اخلاق ، شاگردان مدرسه اتش الگو و مدل باشند در درجه اول ، خود مدیریت مدرسه ، باید انسانی شایسته باشد ، تا دیگران از او الهام بگیرند، اگر سازمانی بخواهد افرادش منظم و فعال و متعهد باشند ، قبل از همه مدیریت آن موسسه باید از همه ی شرایط مدیریت اسلامی برخودار باشد ، تا کارمندانش با اقتباس از او ساخته و پرداخته شوند . ضرورت بحث مدیریت در پیشرفت ، تعالی و تکامل یک جامعه اسلامی با توجه به موارد فوق الذکر کاملا مشهود و آشکار است . روی این اصل بیشترین سرمایه گذاریها باید در بخش مدیریت باشد . مدیریت در خانه و خانواده ، مدیریت در مدرسه ومحیط های آموزشی ، مدیریت در اداره و سازمانها، مدیریت در فرهنگ ...... اگر همه افراد جامعه با اصول مدیریت اسلامی آشنایی پیدا کرده ، سعی کنند در جزء و کل ، اصول آن را رعایت نمایند ، آن وقت به جای ضایعات ، به جای تعطیلی ، به جای رکود و انحطاط ، پیشرفت و تکامل ، دگرگونی و تحول بوجود خواهد آمد .
+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت   توسط مریم و فوژان
|
مطالعات نظرى و تجربى نشان مىدهد كه سرمايه، نقش مهمّى در رشد و توسعه اقتصادى دارد. افزايش حجم سرمايه، هم به طور مستقيم به صورت يكى از عوامل توليد و هم از طريق افزايش بهرهورى ديگر عوامل، سبب بالا رفتن اشتغال، توليد و رفاه جامعه مىشود.واقعيت دوم اين كه در هر كشورى، گروهى از مردم و مؤسّسهها وجود دارند كه از يك طرف، منابع مالى مازاد دارند و از طرف ديگر به عللى چون نبود علاقه، وقت، تجربه و ترس از مخاطرهها، به سرمايهگذارى اقدام نمىكنند يا سرمايهشان از جهت مقدار در حدّ لازم نيست. در نقطه مقابل، گروهى از فعّالان اقتصادى و صاحبان دانش و تجربه هستند كه براى فعّاليت اقتصادى به سرمايه مالى نياز دارند.در جوامع پيشرفته نهادها و مؤسّسههاى فعّال در بازار پول و سرمايه توانستهاند با طرّاحى ابزارهاى مالى مناسب، وجوه و سرمايههاى نقدى صاحبان پسانداز را جذب و در قالب معاهدههاى مالى در اختيار متقاضيان و سرمايهگذاران قرار دهند و از اين طريق، سرمايههاى راكد را به سرمايههاى مفيد و مولّد تبديل كنند.حال كه مسؤولان نظام و سياستگذاران اقتصادى كشور در صدد اصلاح ساختار مالى و ايجاد ساختارى مناسب براى آن هستند، لازم است به دور از افراط و تفريط و شتابزدگى، با مطالعه دقيق ابعاد گوناگون مسأله طرحى جامع و كارآمد ارائه دهند. در اين جهت توجّه به مطالب ذيل ضرورت دارد. ويژگىهاى اساسى بازار مالى كارآمد 1. هماهنگى با فرهنگ رايج جامعه: نظام مالى، نهادها و ابزارهاى مورد استفاده در هر جامعهاى در درجه اوّل بايد با فرهنگ عمومى جامعه به ويژه با اعتقادات دينى و مذهبى آن سازگار باشد؛ چرا كه در غير اين صورت، استمرار و پايدارى لازم را نخواهد داشت و به تدريج از عرصه مبادلات خارج خواهد شد.بر اين اساس، به نظريهپردازان و سياستگذاران پيشنهاد مىشود در طرّاحى نهادها و ابزارها، به آموزههاى فقهى و ارزشى اسلام توجّه داشته باشند. مؤسّسهها، ابزارها و نهادهاى مالى گوناگونى كه در طول پنجاه سال گذشته پديد آمده و به رغم درخششهاى اوّليه، به جهت مخالفتهاى مراجع مذهبى به تدريج رو به افول گذاشتهاند، شاهد گويايى بر اين مطلب است.2. همسويى با اهداف و انگيزههاى شركت كنندگان: نظام مالى موفّق بايد به اهداف و انگيزههاى شركت كنندگان (عرضه كنندگان و متقاضيان وجوه) توجّه كافى داشته باشد تا بتواند به صورت زاينده، توجّه آنان را به مشاركت در نظام جلب كند، و روشن است كه اين اهداف و انگيزهها در افراد گوناگون، و حتّى در يك فرد متفاوت است؛ براى مثال در جامعهاى مانند ايران، صاحبان وجوه اهداف ذيل را دنبال مىكنند. ـ حفظ و نگهدارى وجوه در يك نهاد مطمئن؛ ـ مشاركت در ثواب اعطاى قرضالحسنه براى نيازمندان؛ ـ كسب سود از طريق به كارگيرى سرمايه نقدى؛ ـ كمك به عمران و آبادانى كشور از طريق كمك به سرمايهگذارىهاى مولّد. /منبع:اقتصادي اسلامي شماره ??/
+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت   توسط مریم و فوژان
|
مولوي-جلال الدين محمد-مثنوي معنوي-دفتر چهارم ابيات ???? به بعد-تصحيح نيکسون
?????????????????????????????????????????????????????????????????? در حديث آمد که يزدان مجيد..........خلق غالم را سه گونه آفريد يک گره را جمله عقل و علم وجود..........آن فرشته ست او نداند جز سجود نيست اندر عنصرش حرص و هوا.........نور مطلق زنده از عشق خدا يک گروه ديگر از دانش تهي..........همجو حيران در علف در فربهي او نبيندجز که اصطبل و علف..........ز شقاوت غافلست و از شرف اين سوم هست آدمي زاد و بشر..........نيم او زافرشته نيمش خر نيم خر خود مايه سفلي بود..........نيم ديگر مايل علوي بود(olovi) آن دو قوم آسوده از چنگ و حراب..........وين بشر با دو مخالف در عذاب وين بشر هم ز امتحان قسمت شدند..........آدمي شکلند و سه امت شدند يک گروه مستغرق مطلق شدند..........همچو عيسي با ملک ملحق شدند قسم ديگر با خران ملحق شدند..........خشم محض و شهوت مطلق شدند
+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت   توسط مریم و فوژان
|
شايد يكي از زيباترين تعابيري كه راجع به جايگاه عدالت مطرح شده (در قرن بيستم) متعلق به جان راولز (John Rawls) فيلسوف آمريکايي است. تعبير او اين است كه عدالت، عاليترين فضيلتي است كه بايد توسط نهادهاي اجتماعي مستقر شود. همانطور كه حقيقت، عاليترين فضيلتي است كه نهادهاي مربوط به علم در جستوجوي آن هستند بنابراين اگر بپذيريم كه عدالت حتما در كادر دانش تجربي به عنوان عاليترين فضيلتي كه در جهان توسط نهادهاي اجتماعي بايد مستقر شود قرار دارد. بنابراين ميتوانيم بگوييم كه هيچ نظرية توسعهاي نيست كه نسبت به مسأله عدالت بيتفاوت است و يا اصل و ضرورت استقرار آن را به رسميت نشناسد. آنچه محل افتراق است در درجة اول تعريفي است كه هر رويكردي از عدالت دارد و در درجة بعدي سازوكارهايي است كه به عنوان سازوكارهاي عملياتي براي تحقق عدالت توصيه ميكند. بنابراين مجموعة بحثهايي كه ذيل اين عنوان قابل مطرح هستند، عمدتاً بر سر اين چگونگي و تعريف عدالت اختلاف دارند. اما مسئلة عدالت براي جامعة ما از جايگاه ويژه و استثنايي برخوردار است. حداقل در عرصة انديشه و تفكر ميتوان گفت نيروي هاي محركة جدي وجود دارد كه ما را به سمت عدالت فرا ميخواند. يكي از نيروي هاي محركة عمده عبارتند از: تباني فكري و ارزشي اكثريت قاطع مردم كشور. اكثريت مردم به حكم مسلماني در چارچوبي فكر ميكنندكه براساس رهنمودهاي آن، برپايي آسمانها و زمين به عدل است و ما معتقديم حكومت با كفر ميتواند ادامه حيات دهد ولي با ظلم، پايدار نميماند
اتحاد ملي و پيشرفت علمي فناوري پيشرفت علمي در حساسترين فناوريها راه پيشرفت در موارد كمتر مهم از جمله توليد كالاهاي مصرفي را هموار ميكند. به عبارت ديگر، كشوري كه به عنوان مثال ميتواند بر فناوري بسيار پيچيده غنيسازي اورانيوم دست يابد، بسيار آسانتر و راحتتر ميتواند بر فناوري ساخت انواع كالاهاي مصرفي و صنعتي نيز دست يابد. در عين حال، امروزه پيشرفت علمي و توسعه از حالت روند(پروسه) خارج و به پروژه تبديل شده است. در دوره جديد از تاريخ علم احتمالاً ديگر ابوعلي سينا يا فارابي نداريم و پيشرفت علمي در قالب پروژههاي هدفدار و زمانداري كه عناصر متعددي را در بر ميگيرند تعريف گرديده و محقق ميشود. بنابراين هر چند در سالهاي گذشته تلاشهاي بسيار موفقي در كشور صورت گرفته و از نظر رشد علمي و فناوري اكنون در مقايسه با همسايگان خود و منطقه خاور ميانه و خليج فارس و همچنين كشورهاي آسياي مركزي، قفقاز، آسياي جنوبي، قسمتي از آسياي شرقي و جنوب شرقي، كل قاره آفريقا و عمده كشورهاي آمريكاي لاتين در مقام بالاتري قرار داريم، اما براي پر كردن فاصله خود با ساير نقاط دنيا و جلو افتادن از آنها بايد جديت بيشتري به خرج دهيم . به نظر ميرسد در تدوين اين نقشه بايد به نكات و موارد زير توجه كنيم: 1 - اتحاد ملي مهمترين زمينه پيشرفت و توسعه علمي فناوري كشور است. اتحاد ملي باعث بسيج تمامي نيروها و امكانات براي دستيابي به اهداف ميشود و تجربه حاكي از موفقيت چنين حركتهايي است. اتحاد ملي همچنين ايجادكننده اعتماد به مسئولان و ثبات سياسي مورد نياز براي پيشرفت است. يكي از دلايل اصلي شكست حركتهاي پيشين در تاريخ معاصر براي دستيابي به رشد و توسعه ايجاد تفرقههاي شديد در سطوح مختلف اين حركتها بوده است. تجربه ژاپن نيز به ما ميآموزد كه اتحادي كه در دوره انقلاب ميجي در ژاپن بين نيروهاي مختلف تأثيرگذار در دهه 60 قرن 19 پديد آمد نقشي عمده در توسعه و پيشرفت اين كشور داشته است. بدليل اهميت نقش اتحاد ملي در توسعه و پيشرفت است كه امروزه دشمنان ملت ايران تلاشهاي بسيار گسترده و دامنه داري از قبيل كمك به عناصر وابسته و تبليغات وسيع را براي شكستن يكپارچگي ملي ما به عمل ميآورند و سياست استعماري قديمي تفرقه بينداز و حكومت كن را همچنان دنبال ميكنند. آنها در صدد گرفتن اعتماد به نفس جوانان و بياعتماد كردن آنها به مسئولان و كوچك جلوه دادن دستاوردهاي بزرگ انقلاب اسلامي هستند. 2- دولت متعهد به توسعه، و داراي برنامه راهبردي زماندار شرط مهم ديگر مورد نياز است. دولت بايد در اين راستا متهور و سريع باشد. دولت بايد هدف ملي رشد و توسعه علمي و فناوري را در همه اركان خود از بالا تا پايين نهادينه كند؛ بگونهاي كه همه نهادهاي دولتي به ويژه نهادهاي آموزشي و فرهنگي به لزوم تلاش براي رشد علمي و وظيفه ويژه خويش در اين رابطه آگاه باشند. دولت بايد با بهرهگيري از نهادهاي مختلف جامعه پذيري سياسي از جمله آموزش و پرورش، متون درسي و دستگاههاي تبليغاتي دستيابي به رشد و توسعه را به يك آرمان ملي دائمي تبديل كند؛ به گونهاي كه هر فرد، سازمان و گروهي در اين رابطه احساس مسئوليت نمايد. 3ـ ايجاد و تقويت زيربناها، و اصلاح برخي روشهاي پيشين شرط ديگر رشد و توسعه است؛ چه زيربناهاي مادي مانند صنايع مادر، استخراج معادن، انرژي، ارتباطات، راهها و بنادر و چه نيروي انساني ماهر و تعليم يافته. در قسمت تأمين و تربيت نيروي انساني ماهر نقش مهم مدارس و مراكز آموزشي و دانشگاهها آشكار است. هدف رشد علمي بايد از آموزشهاي دوره كودكي و دبستان آغاز شود و رقابت علمي در مدارس مورد تأكيد قرار گيرد. همچنين بايد زمينههاي رقابت علمي جدي ميان دانشگاهها فراهم و رسالههاي دانشگاهي كاربردي گردد و به ويژه ارتباط بخش صنعت و دانشگاهها تحكيم شود. به معني ديگر، بايد بودجه تحقيقات در كشور افزايش يابد و البته مركزي در دانشگاهها براي هدايت رسالههاي دانشگاهي به سمت تحقيقات كاربردي و مورد نياز ايجاد گردد. 4 - برنامه ريزان رشد علمي و فناوري كشور بايد براي تدوين نقشه جامع پيشرفت علمي در موارد زير نيز آگاهي كافي داشته باشند: الف) آخرين پيشرفتهاي علمي روز در كشورهاي ديگر. ب) روشهاي متفاوت پيشرفت علمي و فناوري در كشورهاي مختلف از جمله شناخت روشهاي توليد علم در دانشگاههاي كشورهاي پيشرفته. ج) دستيابي به تصورات مربوط به پيشرفتهاي علمي جهان در آينده نزديك و دور.
+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت   توسط مریم و فوژان
|
مرتضي نبوي: هر پيشرفتي در كشور ما باعث عکسالعمل غربيها ميشود ـ نقش رسانه در جامعه همانند نخ تسبيح در ميان مهرههاي آن است. دبير واحد سياسي جامعه اسلامي مهندسين از مهمترين اهداف کشور را «توسعه و پيشرفت» عنوان كرد. مرتضي نبوي درباره نقش و كاركرد رسانهها در شرايط فعلي گفت: رسانهها نيز بايد گفتمان توسعه و پيشرفت را به عنوان گفتمان غالب در جامعه مطرح کنند و مردم را به اين باور برسانند که هرکس بايد براي خود برنامهاي 20ساله طراحي و با کمک آن در سازندگي کشور سهيم شود. اين عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام با برشمردن موانع پيشرفت اظهار كرد: زماني که کشور به پيشرفت ميرسد، باعث عکسالعمل در کشورهاي غربي ميشود؛ همانند مساله هستهيي و آنچه در اين شرايط مهم است که دستگاههاي دولتي کارايي خود را افزايش دهند تا کارآمدي نظام افزايش پيدا کند. وي با اشاره به تهديدات صورت گرفته در سالهاي اخير، نقش رسانه را در برابر اين تهديدات مهم دانست و گفت: ما بايد قبول کنيم که از نظر فنآوري و توانايي با دنيا فاصله زيادي داريم و در اين راه رسانهها بايد تا بارز کردن ويژگي جهاني شدن در جامعه تلاش کند. وي تصريح کرد: به عنوان نمونه اگر اتفاقي در دنيا رخ دهد، در تمام نقاط جهان به صورت لحظهاي منعکس ميشود اما انتقال آن خبر در چنين زماني براي رسانه ما تاکنون امکانپذير نبوده است و بايد تلاشهاي وسيعي در اين خصوص انجام شود. به طور واضحتر اينکه؛ رسانهها بايد طوري عمل کنند تا بر هياهوي اطلاعاتي و حجم زياد اطلاعات که در دنيا براي گمراه کردن بشريت منتشر ميشود، فائق آيند. وي با اشاره به اينكه " نقش رسانه در بين جامعه همانند نخ تسبيح در ميان مهرههاي آن است" افزود: با فرهنگسازي و ايجاد گفتمان بر اساس ارزشهاي جامعه تا زمان غالب شدن گفتمانها در جامعه به طوري که افراد نسبت به يکديگر احساس نزديکي فکري داشته باشند، مي توان به اين رسالت رسانه دست يافت. مدير مسوول روزنامه رسالت افزود: هم افق کردن فکرها، جهت دادن و مشخص کردن اهداف پيشرفت و بسيج کردن جامعه به طوري که بتواند مدارج تعالي را از نظر اخلاقي و معنوي، علمي و فني و ابعاد مختلف اقتصادي، سياسي طي کند، گوشهاي از اقداماتي است که براي ايجاد وحدت لازم است كه جزو وظايف رسانههاست. وي در رابطه با رسالت اصلي رسانهها اظهار كرد: هوشيار نگهداشتن جامعه با مشخص کردن چالشها و آفتهاي موجود زنده در دنيا با نمايان ساختن اين مساله که دشمنان چه کساني هستند و از چه ناحيهاي نفوذ ميکنند از وظايفي است که ميتوان براي رسيدن به هدف اصلي رسانه به آنها اشاره کرد. نبوي ادامه داد: با توجه به مساله امر به معروف و نهي از منکر در قانون اساسي، رسانه ميتواند واسطه و رابط خوبي در بين آحاد جامعه باشد به طوري که انتقادهاي مردم را به مسوولين و ديدگاههاي مسوولين و نيز خدمات آنها را به مردم انتقال دهد و در حقيقت رسانه حلقه وصل مردم و مسوولين و بالعکس است. اين عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام وظايف رسانهها را " ايجاد وحدت، بالا بردن آگاهي مردم، هشدار نسبت به آفتهايي که جامعه را تهديد ميکند، و نيز اتصال جامعه و پيوند بين مردم و مسوولين" دانست و گفت: اصلي ترين مساله کنوني کشور جبران عقب افتادگيهاست، استعمار و استعمارگران به دليل حساسيت منطقه خاورميانه و بالاخص ايران که از موقعيت ژئوپليتيکي خاصي برخوردار است، نميخواهند كشورمان به پيشرفت برسد. وي افزود: از زمان شروع پيشرفت مادي، غرب طراحي توطئهاي را در دستور کار قرار داد که بر اساس آن کشورهاي اسلامي به ويژه ايران نه پيشرفت کنند و نه کاملا مضمحل شود، يعني اينگونه عملکرد به منافع آنها نزديکتر است. وي گفت: در کشور انقلابيمان مردم سرنوشت خود را به دست گرفتهاند و لذا بايد به سرعت کشور را ساخت و از نظر انساني، علمي، فنآوري و ديگر ابعاد الگوي پيشرفت و تعالي ساير کشورها شويم و بر اساس همين مساله بوده است که سند چشم انداز 20 ساله طراحي شده تا به يک سري اهداف در 20 سال آينده دست پيدا کنيم.
+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت   توسط مریم و فوژان
|
-جامعه وقتي پيشرفت مي كند كه فرمان روايان ومسئولين سياسي هوشمند وخير خواه جامعه
2-داشتن فقهاي آگاه ومديرو ومدبر وارسته وپارسا دين شناس وديندار 3-پزشك حاذقي كه مورد اطمينان جامعه باشد(اصول كافى، ج 1، ص32.) واما احاديث ديگر: با سلام خدمت شما عزيزان امام رضا عليه السلام فرموده اند : هر گاه در حال كسب و كار بودي و وقت نماز رسيد كسب و كارت تو را از نماز باز ندارد. حضرت محمد (ص) فرموده اند : هر كس ماده غذايي بخرد و براي اينكه به مسلمانان گران بفروشد چهل روز انبار كند و پس لز چهل روز آن را بفروشد و همه ي درآمد آن را صدقه بدهد كفاره گناه او نخواهد شد. حضرت محمد (ص) فرموده اند : هر كه نهالي در زمين بكارد خداوند به ميزان ثمر و منافعي كه از آن درخت عايد مي شود در نامه اعمال او اجر و ثواب ثبت مي كند . حضرت محمد (ص) فرموده اند : هر يك از شما هر گاه داخل خانه خود شد بايد سلام كند زيرا موجب نزول بركت و انس با فرشتگان خواهد شد. امام حسين (ع) فرموده اند : هر كه دوست دارد مرگش به تاخير افتد و روزي اش افزايش يابد صله ي رحم به جاي آورد. حضرت محمد (ص) فرموده اند : اگر برادر مسلمانت عيبي از تو بداند و به آن تو را سرزنش كند تو به واسطه عيب و گناهي كه از او مي داني سرزنشش مكن تا براي تو پاداش باشد و بر او گناه . امام صادق (ع) فرموده اند : هر گاه مومن به برادر مؤمن خود تهمت زند ايمان در قلب او آب شود همچنان كه نمك در آب حل مي شود. امام علي (ع) فرموده اند: خوشرويي در سه چيز است دوري كردن از كارهاي حرام ، طللب حلال ، و فراهم آوردن آسايش و رفاه بري خانواده
+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت   توسط مریم و فوژان
|
آيت الله جوادي املي: اساسى ترين شرط صلاح و سعادت جامعه آگاهى به حدود و وظائف است و اگر جامعهاى از بهترين قوانين و مقررات، هرچند كامل و پيشرفته، برخوردار باشد ولى افراد جامعه نسبت به آن آگاهى نداشته و به بايد و نبايدهاى اجتماعى و حقوقى و اخلاقى و... معرفت نداشته باشند نمى توانند شاهد سعادت و خوشبختى باشند و به عبارت ديگر: صرف داشتن قوانين كافى نيست بلكه در مرحله اول، همه افراد جامعه بايد به آن آگاهى داشته باشند و در مرحله دوم بايد آن آگاهى و آشنايى به عمل بيانجامد و در رفتار همگان مشهود گردد در غير اين صورت بى نتيجه و فاقد اثر مطلوب است.پس آگاهى به وظايف و قوانين و مقررات و عمل به آن دو شرط لازم در صلاح و سعادت جامعه و در نتيجه پيشرفت جامعه است.قرآن كريم فرمود: «ولتكن منكم امة يدعون الى الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و اولئك هم المفلحون؛ بايد از شما امتى باشد كه به خير دعوت كرده و امر به معروف و نهى از منكر كنند و آنان همان رستگارانند.»امر به معروف و نهى از منكر وظيفهاى است كه اگر عملى گردد يك شبكه گسترده فرهنگى و اجرايى از مجموعه افراد ملت به وجود مىآورد كه در آن هر فردى در مقابل آن چه كه در محيط اطرافش مى گذرد بى تفاوت نمى ماند، كارهاى نادرست را مورد انكار و نهى قرار مى دهد و انجام دهندهاش را به واقعيت آشنا و از آن برحذر مى دارد و بر كارهاى خوب تأكيد مى كند.زيرا مى داند در پرتو اين وظيفه هم خود رستگار مى شود و هم جامعه به پيشرفت گام برمى دارد بنابراين مى توان گفت امر به معروف و نهى از منكر كه روح آن، همان مسؤوليت نظارت همگانى است به عنوان يكى از وظائف مؤمنان، جامعه را به سوى تمدن و پيشرفت و ترقى سوق مى دهد. امام باقر(ع) فرمود: «ان الامر بالمعروف و النهى عن المنكر فريضة عظيمة بها تقام الفرائض و تأمن المذاهب و تحلّ المكاسب و تردّ المظالم و تعمرالارض و تنتصف من الاعداء و يستقيم الامر؛ امر به معروف و نهى از منكر مسئوليت بزرگى است كه با آن همه فرائض و واجبات برپا مى شود، راهها با آن امن مى گردد. كسب و كار مردم حلال مى شود. حقوق افراد تأمين مىگردد. در پرتو آن زمين آباد مى شود، از دشمن انتقام گرفته مى شود و همه كارها روبراه مى گردد.»با توجه به اين كه جامعه پيشرفته جامعهاى است كه مقررات در آن اجرا مى شود و حقوق همه انسانها، رعايت عدالت تأمين مى گردد و آبادانى در آن تحقق پيدا مى كند پس امر به معروف و نهى از منكر كه نتيجه اجراى آن امور ياد شده است از عوامل پيشرفت خواهد بود.چنان كه امر به معروف و نهى از منكر عامل پيشرفت و ترقى جامعه است در برابر آن غيبت كردن عامل انحطاط است يعنى اگر انسانى در غياب انسان ديگرى به بدگويى بپردازد به لحاظ اين كه نشانه ضعف و ناتوانى و عجز انسان است، عامل انحطاط خواهد بود، حضرت على(ع) فرمود: «الغيبة جهد العاجز غيبت تلاش و كوشش آدم عاجز و ناتوان است.»بنابراين اگر جامعهاى افراد آن امر به معروف و نهى از منكر مى كنند به دليل اين كه داراى قدرت و توان و شجاعت و شهامتند با انجام اين وظيفه الهى جامعه را از نابسامانى مى رهانند و او را به سوى پيشرفت و ترقى سوق مى دهند از اين رو پيامبراكرم(ص) فرمود: «لن تقدّس امّة لايؤخذ للضعيف فيها حقه من القوى غير متعتع؛ ملتى كه حق ناتوانان را از زورمندان بدون اضطراب در سخن گفتن و بدون بهانهاى بازنستاند رستگار نخواهد شد» و على(ع) فرمود: بالاترين جهاد سخن حق پيش روى حاكمى ستمكار است. اما در مقابل آن انسان ناتوان كه شهامت رويارويى با ستمگران را ندارد به غيبت او مىپردازد كه نتيجه آن افزايش ستم و فساد خواهد بود و با گسترده شدن ستم و فساد جامعه دچار انحطاط خواهد شد. منبع:پاسدار اسلام آذر 85شماره 300
+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت   توسط مریم و فوژان
|
انواع تفكّر: ممكن است تفكر و انديشيدن در زندگى آدمى به چند صورت تحقق پذيرد: ?. يك نوع تفكر ساده و سادهانگارانه كه صاحب انديشه، خود را با افكار ماليخوليائى، دور از واقع انگارد و از كاهى، كوهى سازد كه مثلاً فردى عادى، خود را دانشمندى بزرگ تصور نمايد كه خيالى بيش نيست.?. نوع ديگر، تفكر و انديشيدن، تفكر كاربردى است كه صاحب انديشه را تنها در حل مسائل و مشكلات روزمره كمك نمايد.?. نوع سوم تفكرى است توجيهگرانه كه آدمى خود را در برابر كارهاى انفعالى و احيانا تجاوزكارانه خود، توجيه نمايد و به تعبير قرآن كريم، با عذر تراشى وجدان خود را كلاه گذاشته و قانع سازد.«إنّ الإنسانَ عَلى نَفْسِهِ بَصيِرَةٌ وَ لَوْ أَلْقى مَعاذِيرَهُ».?. و نوع چهارم، تفكر خلاق و توليد كنندهاى است كه هدفش حل مشكلات بزرگ و پيچيده مى باشد و چنين انديشه هائى است كه به ابتكار و تحول مى انجامد!البته طبيعى است كه تحول ملتها و تحول جامعهها، تنها در پرتو چنين انديشههاى خلاق و آفريننده، تضمين شده است و رمز تكامل بشرى و تحول اجتماعى همين بوده است و بس. تحليل انديشه خلاّق: طبيعى است، آن تفكرى مىتواند خلاق و سازنده باشد كه مشكلترين مسأله انسان را كه براى او عارض مىشود، حل كند و راه حل نشان دهد.و دقيقا اين نوع تفكر است كه مورد عنايت مربيان و روانشناسان قرار گرفته است و از اين نظر مورد توجه و عنايت امام على عليهالسلام هم مىباشد.روشهائى كه از طرف دانشمندان علوم تربيتى در اين زمينه ارائه شده است، حائز اهميّت است. معروفترين شخصيت علمى و تربيتى، جان ديوئى dewey واليس Wallas و همچنين علامه شيخ محمد رضا مظفّر در «منطق صورى» به اين روش اشاره كردهاند. نظريه جان ديوئى: جان ديوئى، تفكر خلاق را در عملكرد تحليلى آن به پنج مرحله تقسيم كرده است:?. احساس به وجود مشكل.?. مشخص كردن مشكل و تعيين حدود و تحليل اجزاى آن.?. گردآورى معلومات از ابعاد مختلف كه مربوط به مشكل است.?. طرح چند فرضيه و از مجموع معلومات گردآورى شده كه در حل مشكل دخالت دارند.?. آزمايش فرضيات، يكى بعد از ديگرى و اثبات يكى از آنها كه بتواند پاسخگوى حل كامل مسأله و مشكل باشد.?. تكرار تجربه موفق به تعداد زياد و در نتيجه استنتاج قاعده عمومى از تجربهها(1) .ديدگاه علامه مظفّر: استاد علامه شيخ محمد رضا مظفر در «منطق صورى» خود، اين روش را طرح كرده و آن را بمانند جان ديوئى در پنج مرحله خلاصه مى كند:?. مواجهه و رو در روئى با مجهول و مشكل.? شناخت نوع مجهول.? حركت ذهن از مجهول به طرف معلومات موجود پيش ذهن (حركت رونده).?. گردش ذهن در ميان معلومات موجود و پيدا كردن معلومات مناسب با حل مجهول (حركت دائرهاى).?. گردش ذهن در مرحله سوم از معلومات مناسب كه بتواند مجهول را حل نمايد (حركت بازگردى)(?). اما واليس Wallas در تحليل انديشه خلاق، چهار مرحله بيشتر پيشنهاد نمى كند:? زمينه سازى؛ ?. پرورش دادن؛ ?. جوشش و انفجار؛ ?. آزمايش و نقد?. در مرحله اول، متفكر، مجهول و مشكل را تعيين و تبيين مىكند و آن را به عناصر تشكيل دهندهاش تجزيه مىنمايد.2. توجه به موضوع، توجهى عميق، و با جمعآورى اطلاعاتى كه ديگران در اين زمينه، انجام دادهاند [بررسى بحثهاى مربوطه]. برخى بر آنند كه متفكران در اين مرحله، به انديشه خلاق و اجتهادى خود ضرر مى رسانند و مجبور مى شوند كه به تقليد و اقتباس، روى آورند.در حالى كه حقيقت آن است كه انديشه خلاق، اجتهاد از ذخائر و اندوختههاى ديگران استفاده مىكند و خود را تقويت مىنمايد(3).دقيقا امام على عليهالسلام در بيان خود، به اين نكته اشاره مىكند:«خُذ بما مَضى عليه الأوَّلُونَ مِن آبائكَ و الصالِحُونَ مِن أهلِ بيتكَ فانّهم لَم يَدعُوا أَن نَظرُوا إلى أنفُسهِم كما أَنتَ ناظرٌ و فكّروا كما أنتَ مُفكّر»(4).«بر آنچه بر تو واجب داشته، بسنده كردن و رفتن به راهى كه پدرانت پيمودند و پارسايان خاندانت بر آن راه بودند. چه آنان از نگريستن در كار خويشتن باز نايستادند چنانكه تو مىنگرى و نه از انديشيدن چنانكه تو مىانديشى».در مرحله پرورش، تحليل و تجزيه به عناصر تشكيل دهنده، پايان مىيابد و هر چقدر مشكلات و مجهولات، دشوار باشد، نياز به وقت بيشتر و تأمّل بيشتر و زيادتر است.لذا بهتر است متفكر در حل مشكلات و مجهولات تأنّى و درنگ و تأمل نمايد و با آگاهى كامل و ادراك تمام، مورد و موضوع را بررسى كند تا به حل تفصيلى و نتيجه مطلوب برسد.3. در مرحله جوشش، و حل مشكل و نتيجه مطلوب از مقدمات موجود، سر مىزند و مىجوشد و گاهى اين جوشش «اتفاقى» و بىمقدمه، ممكن مىشود. و به او الهام مىگردد.?. سرانجام متفكر به نتيجه مىرسد و آزمايشش را شروع مىكند. حالا آزمايش، چه اثبات نمايد يا نتيجه منفى دهد.امام على عليهالسلام اين چهار مرحله و نكات حساس اين روشها را در بيان خود جمع كرده و مىفرمايد:«فَإنْ أَبَتْ نفسَك أن تقبَل ذلك دُونَ أَن تعلمَ كما علِمُوا فَلْيَكُنْ طلبُكَ بتفهم و تعلم لا بتورط الشبهاتِ و ترك كلّ شائبَةٍ أو لجتك فِي شبهة أو اسلَمَتك إلى ضلالَةٍ أيْقَنْتَ أَن قد صقا قلبكَ فَخَشَعَ و تَمَّ رأيك فاجتَمَعَ و كان همّتك فى ذلك همّا واحدا فانظُر فما فسَّرتُ لك»(5).«اگر نفس تو پذيرفتن چنين نتواند و خواهد چنانكه آنان دانستند، بداند پس بكوش تا جستجوى تو از روى دريافتن، دانستن باشد نه به شبههها در افتادن و جدال را بالا بردن و آنچه تو را به شبههاى دچار سازد يا به گمراهىات در اندازد، واگذارى و چون يقين كردى، دلت روشن شد و ترسيد و انديشهات فراهم شد و به كمال رسيد و هم تو بر يك چيز مقصور گرديد، در آنچه برايت روشن ساختم بنگر
+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت   توسط مریم و فوژان
|
خداوند متعال ، در راستاي هدايت و تكامل انسان براي رسيدن به درجات ايمان و ثوابهايي كه براي او در نظر گرفته، عوامل و اسباب فراواني را فراهم آورده است.با مطالعه و بررسي آيات الهي، به عوامل و اسباب پيشرفت انسان ميتوان پي برد. در اين جا به بررسي برخي از آن ها مي پردازيم. 1ـ انذار انذار، به معناي «بيم دادن» و «برحذر داشتن» است. در بسياري از آيات قرآن، به طور مستقيم و غير مستقيم، از سلاح انذار براي جلوگيري انسان از ارتكاب جرم و گناه به ويژه كفر و شرك استفاده شده است. و كساني كه كفر ورزيدند و نشانههاي ما را دروغ انگاشتند، آنانند كه اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود. «آيهي 39 سورهي بقره» آري، كسي كه بدي كسب كند و گناهش او را فرا گيرد، پس چنين كساني اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود.« آيهي 81 سورهي بقره» همچنين در بعضي از آيات، نسبت به پيروي از شيطان و دسيسههاي وي كه در گناه كردن متجلي ميشود،انذار شده است؛ زيرا پيامد آن، چيزي جز افسوس و كيفر نيست. …و از گامهاي شيطان پيروي مكنيد؛ كه او دشمن آشكار شماست.« آيهي 167 سورهي بقره» چرا شيطان، دشمن آشكار آدمي است؟ پاسخ آن در آيهي 168 سورهي بقره اينگونه اظهار شده است: او شما را فقط به بدي و زشتي فرمان ميدهد و وا ميدارد تا به خداوند چيزي را كه نميدانيد، نسبت دهيد. 2ـ سپاسگذاري از نعمت دهنده و پرستش او در بسياري از آيات الهي، به نعمتهايي كه خداوند متعال به انسان عنايت فرموده، اشاره شده است تا روحيه سپاسگزاري ازنعمت دهنده در وي ايجاد گردد و از اين رهگذر، خداپرست شود. اي مردم! پروردگارتان را پرستش كنيد؛ كه شما و كساني را كه پيش از شما بودهاند، آفريده است، باشد كه به تقوا گراييد. همان خدايي كه زمين را براي شما فرش گسترده و آسمان را بنايي افراشته قرار داد و از آسمان، آبي فرود آورد و از رهگذر آن، ميوهها را خارج ساخت. پس براي خدا، همتاياني قرار ندهيد، در حالي كه خود ميدانيد.« آيهي21و22 سورهي بقره » چگونه خدا را منكر هستيد؟ با آنكه مردگاني بوديد و شما را زنده كرد. باز شما را ميميراند و باز زنده ميكند و آنگاه به سوي او باز گردانده ميشويد. اوست آن كسي كه آنچه در زمين است، همه را براي شما آفريد. سپس به آفرينش آسمان پرداخت.« آيات 28و29 سورهي بقره» 3ـ تبشير (بشارت دادن) از جمله عواملي كه در پيشرفت و هدايت آدمي تأثير به سزايي دارد، بشارتهايي است كه خداي عزيز در قبال عقايد و كارهاي صالح، به انسان داده است. در بسياري از آيات الهي به اين موضوع پرداخته شده است. و به كساني كه ايمان آورده و كارهاي شايسته انجام دادهاند، مژده ده كه آنان را باغهايي خواهد بودكه از زير درختان آن، جويبارها روان است. هرگاه ميوهاي از آن باغها روزيِ ايشان شود، گويند: اين همان است كه پيش از اين روزي ما بوده است. مانند آن نعمتها براي آنان آورده شود و در آنجا همسراني پاكيزه خواهند داشت و در آنجا، جاودانه خواهند بود.« آيهي 25 سورهي بقره » و براي رسيدن به آمرزش پروردگار خود و بهشتي كه نهايتش به قدر آسمانها و زمين است و براي پرهيزكاران آماده شده، بشتابيد. [پرهيزكاران] همانها هستند كه در فراخي و تنگي، انفاق ميكنند و خشم خود را فرو ميبرند و از مردم در ميگذرند… و آنان كه چون كار زشتي كنند يا بر خود ستم روا دارند، خدا را به ياد ميآورند و براي گناهانشان آمرزش ميطلبند… پاداش آنان آمرزش پروردگارشان و بوستانهايي است كه از زير درختان آن، جويبارها روان است. جاودانه در آن بمانند و پاداش اهل عمل چه نيكو است.«آيههاي 132 تا136 آل عمران» 4ـ گذشت و بخشش به هرحال، بيشتر انسانها دچار خطا و لغزش و جرم و معصيت ميشوند. براي آن كه ارتباط ميان مخلوق و خالق، با جسارت و بيادبي و هتك حرمت الهي ـكه در گناه كردن متجلي ميشودـ قطع نگردد، غفوريت، غفّاريت، توّابيت و رحمت خاص الهي مطرح شده است. در اين صورت، رشتهاي كه ميان عبد و معبود است و با ارتكاب گناه از هم گسسته شده، دوباره به هم ميپيوندد و حتي به عوض جرم و گناه، حسنه و ثواب در نامهي اعمال فرد خطاكار، نوشته ميشود. در پارهاي ازآيات قرآني كه فراوان نيز هست، به اين نكتهي مهم پرداخته شده است. در آيههاي 63 تا 76 سورهي فرقان دربارهي ويژگيهاي بندگان خدا و معاملهي خداوند با آنان، سخن به ميان آمده كه بسيار جالب است. مگر كسي كه توبه كند و ايمان آورد و كار شايسته كند كه در اين صورت، خداوند بديهايشان را به نيكيها تبديل ميكند و خداوند همواره آمرزندهي مهربان است. هركس توبه كند و كار شايسته انجام دهد، به سوي خدا باز ميگردد (و پاداش خود را از او ميگيرد).« آيهي 70 و71 سورهي فرقان » منبع : مجله بشارت / نشريه قرآني ويژه جوانان
+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت   توسط مریم و فوژان
|
ملت عزيز ايران در طول 28 سال اخير درخت كهنسال تمدن و فرهنگ ملي و اسلامي ايران عزيز را بارورتر و پرثمرتر ساخته است. ملت ايران در اين سرزمين پرافتخار به حكومت هاي ديكتاتوري و وابسته به بيگانگان پايان بخشيد. ملت بزرگ ايران استقلال و آزادي خود را به دست پرقدرت خود رقم زد. ملت ما مقدمات پيشرفت سريع خود را فراهم كرده است و جلوه هايي از اين تعالي و پيشرفت در بين ملت ما مشاهده مي شود.
من اميدوارم اين نسل جوان و نسل هاي آينده قدم هاي بسيار بلندتري از گذشتگان در مسير هدايت الهي و پيشرفت و كمال و تقوي و تعالي جامعه اسلامي بردارند. در طول تاريخ ملت ايران همواره خداپرست و همواره به دنبال عدالت و معنويت بوده است. در طول تاريخ بيش از هفت هزار سال تمدن اين سرزمين حتي يك روز ثبت نشده است كه ملت ايران جز مسير توحيد و معنويت را پيموده باشد. هزاران سال ملت ايران پرچمدار علم، ادب و فرهنگ و خداپرستي براي بشريت بوده است. امروز نيز مسئوليت و مأموريت بزرگ ما برافراشتن مجدد اين پرچم در جهان معاصر است. همه ملت ها امروز از وضعيت جهان خسته شده اند. همه از ظلم و ستم و مادي گرايي و بي هويتي و پوچي زندگي دنياي امروز خسته شده اند. از حكومت هاي ماركسيستي و ليبرالي خسته شده اند. امروز ملت ها به دنبال الگوي جديدي براي زندگي سعادتمند مي گردند و تنها ملتي كه سابقه و توانمندي و شايستگي معرفي يك الگو و نمونه متعالي براي زندگي سعادتمند را در اختيار دارد ملت عزيز ايران است. امروز بايد همه دست در دست هم با توكل بر خدا، با كار و تلاش شبانه روزي با ايمان و با آگاهي و روشن بيني در جهت ساختن ايران عزيز حركت بكنيم و الگوي يك زندگي سعادتمند را در اختيار بشر امروز قرار بدهيم. اين مأموريت همه ملت ايران است . حقيقتاً شما يكي از بهترين و زيباترين اسم ها را براي خودتان انتخاب كرده ايد. امروز بشريت متأسفانه گرفتار قدرت هاي زورگو و فاسدي است كه از تاريخ عبرت نمي گيرند. آن ها با انحصارطلبي، با خودخواهي و با زورگويي و سوء استفاده از موقعيت ها مي خواهند جلوي پيشرفت علمي، صنعتي و پيشرفت هاي گوناگون ملت ايران را بگيرند. اشتباه آنها در مقابل ملت ايران مكرر است. امروز هم دو اشتباه را با هم مرتكب مي شوند. اشتباه اول آن ها اين است كه هنوز خيال مي كنند ابر قدرت هستند و صاحب و مالك دنيا هستند و اشتباه دوم آن ها اين است كه آمده اند و مي خواهند جلوي پيشرفت ملت ايران را بگيرند. آن ها از تاريخ بي خبر هستند. آن ها ظاهراً از علم و دانش تاريخي بي بهره اند. آن ها نمي دانند كه ملت ايران تنها ملتي است كه بيش از هفت هزار سال تاريخ پرافتخار فرهنگ و تمدن دارد. همه علوم امروز بشريت مرهون دانشمندان ايران زمين است. ملت ايران در طول تاريخ دشمنان خود را به زانو درآورده است و آن ها را مطيع و منقاد فرهنگ غني و پر افتخار توحيدي خود كرده است. در طول تاريخ ملت ايران قدرت هايي را به زانو درآورده است كه قدرت هاي امروز جهان در مقابل آن ها عددي و كاره اي نيستند. آن ها بايد بدانند ملت عزيز ايران قدرت تغيير وضعيت جهان و ايجاد تحول و برپايي جامعه سعادتمند را دارد و تا آخر در مقابل زورگويي هاي آن ها خواهد ايستاد و آن ها را مجبور به تعظيم در مقابل عظمت خود خواهد كرد. متأسفانه حاكميت چند قرن حكومت هاي فاسد، عزت و عظمت و فرهنگ ما را دچار خدشه كرد. برخي حكومت هاي وابسته كه به چيزي جز خودخواهي، شهوت راني و ذلت در مقابل قدرت ها نمي انديشيدند به وجهه ايران و پيشرفت و عظمت ايران آسيب وارد كرد. امروز مأموريت من و شما و همه ملت اين است كه دست در دست هم بدهيم و ايران عزيز را بسازيم و به الگو براي همه بشريت تبديل كنيم. همه جاي ايران بايد براساس الگوي متعالي اسلام ساخته بشود و با كار و تلاش و وحدت و ايمان و توكل به خدا و براساس عدالت ايران عزيز را بايد بسازيم. براي ساختن ايران كارهاي فراواني بايد انجام شود. از مهم ترين كارها تلاش همه جانبه براي ايجاد اشتغال و رفع بيكاري جوانان غيور است. [سخنراني رييس جمهور در ديدار با مردم سعادت شهر (28/01/1386)]
+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت   توسط مریم و فوژان
|
|
|
||||||