|
شايد يكي از زيباترين تعابيري كه راجع به جايگاه عدالت مطرح شده (در قرن بيستم) متعلق به جان راولز (John Rawls) فيلسوف آمريکايي است. تعبير او اين است كه عدالت، عاليترين فضيلتي است كه بايد توسط نهادهاي اجتماعي مستقر شود. همانطور كه حقيقت، عاليترين فضيلتي است كه نهادهاي مربوط به علم در جستوجوي آن هستند بنابراين اگر بپذيريم كه عدالت حتما در كادر دانش تجربي به عنوان عاليترين فضيلتي كه در جهان توسط نهادهاي اجتماعي بايد مستقر شود قرار دارد. بنابراين ميتوانيم بگوييم كه هيچ نظرية توسعهاي نيست كه نسبت به مسأله عدالت بيتفاوت است و يا اصل و ضرورت استقرار آن را به رسميت نشناسد. آنچه محل افتراق است در درجة اول تعريفي است كه هر رويكردي از عدالت دارد و در درجة بعدي سازوكارهايي است كه به عنوان سازوكارهاي عملياتي براي تحقق عدالت توصيه ميكند. بنابراين مجموعة بحثهايي كه ذيل اين عنوان قابل مطرح هستند، عمدتاً بر سر اين چگونگي و تعريف عدالت اختلاف دارند. اما مسئلة عدالت براي جامعة ما از جايگاه ويژه و استثنايي برخوردار است. حداقل در عرصة انديشه و تفكر ميتوان گفت نيروي هاي محركة جدي وجود دارد كه ما را به سمت عدالت فرا ميخواند. يكي از نيروي هاي محركة عمده عبارتند از: تباني فكري و ارزشي اكثريت قاطع مردم كشور. اكثريت مردم به حكم مسلماني در چارچوبي فكر ميكنندكه براساس رهنمودهاي آن، برپايي آسمانها و زمين به عدل است و ما معتقديم حكومت با كفر ميتواند ادامه حيات دهد ولي با ظلم، پايدار نميماند
اتحاد ملي و پيشرفت علمي فناوري پيشرفت علمي در حساسترين فناوريها راه پيشرفت در موارد كمتر مهم از جمله توليد كالاهاي مصرفي را هموار ميكند. به عبارت ديگر، كشوري كه به عنوان مثال ميتواند بر فناوري بسيار پيچيده غنيسازي اورانيوم دست يابد، بسيار آسانتر و راحتتر ميتواند بر فناوري ساخت انواع كالاهاي مصرفي و صنعتي نيز دست يابد. در عين حال، امروزه پيشرفت علمي و توسعه از حالت روند(پروسه) خارج و به پروژه تبديل شده است. در دوره جديد از تاريخ علم احتمالاً ديگر ابوعلي سينا يا فارابي نداريم و پيشرفت علمي در قالب پروژههاي هدفدار و زمانداري كه عناصر متعددي را در بر ميگيرند تعريف گرديده و محقق ميشود. بنابراين هر چند در سالهاي گذشته تلاشهاي بسيار موفقي در كشور صورت گرفته و از نظر رشد علمي و فناوري اكنون در مقايسه با همسايگان خود و منطقه خاور ميانه و خليج فارس و همچنين كشورهاي آسياي مركزي، قفقاز، آسياي جنوبي، قسمتي از آسياي شرقي و جنوب شرقي، كل قاره آفريقا و عمده كشورهاي آمريكاي لاتين در مقام بالاتري قرار داريم، اما براي پر كردن فاصله خود با ساير نقاط دنيا و جلو افتادن از آنها بايد جديت بيشتري به خرج دهيم . به نظر ميرسد در تدوين اين نقشه بايد به نكات و موارد زير توجه كنيم: 1 - اتحاد ملي مهمترين زمينه پيشرفت و توسعه علمي فناوري كشور است. اتحاد ملي باعث بسيج تمامي نيروها و امكانات براي دستيابي به اهداف ميشود و تجربه حاكي از موفقيت چنين حركتهايي است. اتحاد ملي همچنين ايجادكننده اعتماد به مسئولان و ثبات سياسي مورد نياز براي پيشرفت است. يكي از دلايل اصلي شكست حركتهاي پيشين در تاريخ معاصر براي دستيابي به رشد و توسعه ايجاد تفرقههاي شديد در سطوح مختلف اين حركتها بوده است. تجربه ژاپن نيز به ما ميآموزد كه اتحادي كه در دوره انقلاب ميجي در ژاپن بين نيروهاي مختلف تأثيرگذار در دهه 60 قرن 19 پديد آمد نقشي عمده در توسعه و پيشرفت اين كشور داشته است. بدليل اهميت نقش اتحاد ملي در توسعه و پيشرفت است كه امروزه دشمنان ملت ايران تلاشهاي بسيار گسترده و دامنه داري از قبيل كمك به عناصر وابسته و تبليغات وسيع را براي شكستن يكپارچگي ملي ما به عمل ميآورند و سياست استعماري قديمي تفرقه بينداز و حكومت كن را همچنان دنبال ميكنند. آنها در صدد گرفتن اعتماد به نفس جوانان و بياعتماد كردن آنها به مسئولان و كوچك جلوه دادن دستاوردهاي بزرگ انقلاب اسلامي هستند. 2- دولت متعهد به توسعه، و داراي برنامه راهبردي زماندار شرط مهم ديگر مورد نياز است. دولت بايد در اين راستا متهور و سريع باشد. دولت بايد هدف ملي رشد و توسعه علمي و فناوري را در همه اركان خود از بالا تا پايين نهادينه كند؛ بگونهاي كه همه نهادهاي دولتي به ويژه نهادهاي آموزشي و فرهنگي به لزوم تلاش براي رشد علمي و وظيفه ويژه خويش در اين رابطه آگاه باشند. دولت بايد با بهرهگيري از نهادهاي مختلف جامعه پذيري سياسي از جمله آموزش و پرورش، متون درسي و دستگاههاي تبليغاتي دستيابي به رشد و توسعه را به يك آرمان ملي دائمي تبديل كند؛ به گونهاي كه هر فرد، سازمان و گروهي در اين رابطه احساس مسئوليت نمايد. 3ـ ايجاد و تقويت زيربناها، و اصلاح برخي روشهاي پيشين شرط ديگر رشد و توسعه است؛ چه زيربناهاي مادي مانند صنايع مادر، استخراج معادن، انرژي، ارتباطات، راهها و بنادر و چه نيروي انساني ماهر و تعليم يافته. در قسمت تأمين و تربيت نيروي انساني ماهر نقش مهم مدارس و مراكز آموزشي و دانشگاهها آشكار است. هدف رشد علمي بايد از آموزشهاي دوره كودكي و دبستان آغاز شود و رقابت علمي در مدارس مورد تأكيد قرار گيرد. همچنين بايد زمينههاي رقابت علمي جدي ميان دانشگاهها فراهم و رسالههاي دانشگاهي كاربردي گردد و به ويژه ارتباط بخش صنعت و دانشگاهها تحكيم شود. به معني ديگر، بايد بودجه تحقيقات در كشور افزايش يابد و البته مركزي در دانشگاهها براي هدايت رسالههاي دانشگاهي به سمت تحقيقات كاربردي و مورد نياز ايجاد گردد. 4 - برنامه ريزان رشد علمي و فناوري كشور بايد براي تدوين نقشه جامع پيشرفت علمي در موارد زير نيز آگاهي كافي داشته باشند: الف) آخرين پيشرفتهاي علمي روز در كشورهاي ديگر. ب) روشهاي متفاوت پيشرفت علمي و فناوري در كشورهاي مختلف از جمله شناخت روشهاي توليد علم در دانشگاههاي كشورهاي پيشرفته. ج) دستيابي به تصورات مربوط به پيشرفتهاي علمي جهان در آينده نزديك و دور.
+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت   توسط مریم و فوژان
|
|
|